gegli

پرندهء آتش

× تاريخچه پروازواينكه آدمي به چندصورت پروازميكند
×

آدرس وبلاگ من

ashiyaneh.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/ahamed

مهندسي ذهن در هر لحظه قبل ودرحين وبعداز كليه فرايندهاي زندگي

 

 

 

 

 

 

آن چه در مدیریت اداری و صنعتی و آموزشی کشور جای بحث و تامل بسیار جدی و فوری دارد، مساله خلاقیت است. پایه و اساس مدیریت علمی در دنیای امروز مبتنی بر افزایش خلاقیت است. منظور از خلاقیت توانایی بهره برداری بهینه از حداقل امکانات است، که در آن مفاهیم بهره وری، صرفه جویی در زمان و انرژی، صرفه جویی در هزینه ها افزایش مطلوبیت و کارآمدی و نوآوری و آفرینندگی در همه ی ابعاد مادی و معنوی لحاظ شده است. مهندسی ذهن چیست؟ مهندسی ذهن؛ آشنایی با کارکرد و ساختار ذهن هوشیار و ناهوشیار و بهره برداری بهینه از توانایی های شگفت انگیز آن هاست. مهندسی ذهن، طراحی و مدیریت ذهن برای رسیدن به هدف های معین است. مهندسی ذهن، نمایانگر یک قدرت عظیم و شگفت انگیز در ذهن است و آن قدرت، توانایی ذهن آدمی در تطبیق واقعیت ها و جهان بیرونی با پروژه ها و طرح های ثبت شده در آن است.
اصل مهم مهندسی ذهن این است که واقعیت های بیرونی در تمامی جنبه هایش انعکاس طرح های ذهنی بشر است. به قول هگل: ?ذهن واقعیت می شود?. بنابراین خلاقیت در تصویرسازی های ذهن به خلاقیت در مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و تولیدی منجر می شود. بدون کارآمدی و خلاقیت در مدیریت ذهن، نمی توان انتظار نهادینه شدن مدیریت علمی در سازمان های آموزشی و صنعتی و اداری را داشت.
محورهای اصلی مهندسی ذهن برای خلاقیت همه جانبه عبارتند از:
- 1-ارتباط با واقعیت های بیرونی
- پذیرش و جذب پیام های گوناگون محیط درونی و بیرونی.2-
 3-پردازش اطلاعات و داده ها بر اساس مفید بودن و تناسب با نظامِ اطلاعاتی ذهن
- 4-گزینش داده ها و خلق تصویرهای ذهنی مطلوب.
5-ارسال تصاویر به صورت فرمان به ناهوشیار برای اجرا در واقعیت.
بنابراین مقوله هایی چون ادراک و تفسیر پدیده ها و نیازها، ارزیابی خوب و بد یا درست و غلط و یا مفید و غیرمفید بودن آن ها و گزینش و تصمیم گیری نهایی برعهده ی ذهن هوشیار است. اصل و قاعده ی مهم این است که هیچ تصویری بدون تصمیم گیری نهایی ذهن هوشیار وارد سیستم نخواهد شد و ذهن هوشیار با سه کلید (توجه، هیجان و تکرار) تصویرهای دل خواه را می آفریند. محرک ها و پیام هایی که مورد توجه و گزینش ذهن هوشیار قرار نگیرند نمی توانند کوچک ترین تاثیری بر ساختار ذهن داشته باشند. نتیجه ی این اصل این است که خروجی های ذهن انسان مثل میزان خلاقیت، شادی و موفقیت و سلامتی و نوع ارتباط کاملا وابسته به ورودی های آن یعنی پردازش اطلاعات و تصویرسازی ذهن هوشیار است. بنابراین، مهندسی ذهن یعنی مهارت تنظیم و آفرینش تصویرهای لازم برای رسیدن به محصولات مطلوب و مرغوب و مورد انتظار.
ذهن ناهوشیار و کارکرد شگفت آن را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
- 1-واقعیت برای ذهن ناهوشیار همان است که ذهن هوشیار می گوید.
- ذهن ناهوشیار بد و خوب، درست و غلط، مفید و غیرمفید را نمی تواند تشخیص دهد در یک کلام ناهوشیار شعور ندارد.
- 2-ذهن ناهوشیار تمامی فرمان های هوشیار را بدون چون و چرا اجرا می کند.
- 3-ناهوشیار بر تمام احساسات، رفتارها و ارتباطات و فعالیت های داخلی بدن تسلط دارد.
- 4-ذهن ناهوشیار بی مکان و بی زمان است و به همه ی زمان ها و مکان ها دسترسی دارد.
 5-ناهوشیار تصویرهای ثبت شده را واقعی می کند و از پدیده ها و واقعیت ها هر آن چه که مربوط به 6-نقشه و تصویر ثبت شده باشد، جذب و بخش های نامربوط را رها می کند.
- 7-ذهن ناهوشیار با انرژی کیهانی در ارتباط است و منبع سرشار و بی انتهای انرژی است.
8- ناهوشیار هر فرد با ناهوشیار افراد دیگر ارتباط اینترنتی دارد.
- ذهن ناهوشیار به خواسته ها و اهداف ما بی اندازه حساس است و چون ماموری معذور، مسوول برآورده شدن این خواسته هاست، از تمام امکانات موجود در جهان بهره می برد تا ما به خواسته های خود برسیم.
- جهان با تمامی امکاناتش در خدمت خواسته هایی است که به صورت تصویر به ناهوشیار مخابره شده است.
- پس هر کسی همان است که بدان می اندیشد و هر کسی می تواند آینده ی خود را به صورتی که می خواهد هم اکنون در ذهن بسازد و شاهد واقعی شدن آن باشد و این یعنی خلاقیت.

زمینه های خلاقیت ذهن:
  ذهن هدف یاب 1-

هدف گذاری مناسب ذهن مهارتی حیاتی است. آگاهی بر هدف ها و طراحی ذهن براساس این هدف ها، انرژی ذهن را برای رسیدن به آن ها متمرکز می کند. ذهن ما در کنار سیستم هدف یاب، همانند موشک های فضایی دارای سیستم انحراف سنج است. هر چه هدف ها روشن تر و دقیق تر طراحی شده باشد و تمرکز فرد بر هدف بیش تر باشد، به محض بروز خطا، سیستم انحراف سنج مغز، خطاها را شناسایی کرده و از آن برای رسیدن به هدف استفاده می کند ذهن هدف دار هرگز از خطاها مایوس نمی شود و مقوله ای به نام شکست را ثبت نمی کند، بلکه خطاها به صورت تجربه های لازم برای شناسایی راه های اصلی در نظر گرفته می شود.
فردی که ذهن هدف دار دارد، اشتباه را طبیعی گرفته و خود و دیگران را سرزنش نمی کند و در انرژی روانی صرفه جویی می کند و فقط به راه حل می اندیشد. ذهن ناهوشیار، مامور قدرتمند تحقق اهداف برنامه ریزی شده است. قابل توجه است که مردم اغلب آگاهی دقیقی نسبت به هدف های خود ندارند. هدف گذاری ذهن مهم ترین مرحله ی خلاقیت است و ظرافت های خاص خود را دارد و نیازمند بررسی و شرحی بیش تر و دقیق تر است.

2-ذهن خالی

ذهن خالی، ذهنی است که از افکار مزاحم و منفی آزاد شده است، افکار مزاحم، افکاری هستند که به یک هدف خاص ارتباطی ندارند و صرفا موجب هدر رفتن انرژی روانی هستند. افکار مزاحم تمرکز بر هدف را کم کرده و تسلط فرد را بر کار و هدف کاهش می دهد و از خلاقیت او می کاهد.
زمینه های هجوم افکار مزاحم در ذهن و راه کارهای رهایی ذهن از آن ها موضوع بحثی مستقل است. معمولا افکار مزاحم در کنترل فرد نیستند و تکرار شونده اند و گویا فرد خود را مطیع آن ها ساخته و توان رهایی از آن ها را ندارد. خلاقیت در هر کاری نتیجه ی تمرکز در آن کار است و فرد می باید مهارت لازم برای آزادسازی ذهن از افکار مزاحم را داشته باشد.
نکته ی قابل توجه در مدیریت ارزش این است که زمینه های پدید آمدن افکار مزاحم در ذهن افراد شناسایی و برای خالی کردن ذهن افرادی از طبقات مختلف همچون کارگران و مهندسان و کارشناسان برنامه ریزی مناسب صورت گیرد تا بازدهی افزایش یابد. عامل دیگری که موجب کاهش تمرکز می شود، داشتن افکار منفی و قضاوت هایی نسبت به خود، محیط کار، آینده ی شغلی و اطرافیان است که، موجب نارضایتی درونی و بی نظمی در کار، حواس پرتی، کم کاری و بی دقتی و بسیاری از نارسایی های دیگر می شود که تماما بر اساس تصاویر ناهوشیار عمل می کند و در کنترل فرد نیست. بنابراین توجه جدی به ارتباط انسانی در محیط کار و پدید آوردن فضایی که فرد در آن احساس امنیت و صمیمیت نموده و از کار خود با تمام وجود لذت ببرد از محوری ترین مولفه های مدیریت علمی به حساب می آید.
ذهن خالی از افکار مزاحم و منفی قدرت یادگیری بالایی دارد و تمرکزی شگفت آور بر هدف ها دارد و اشراف آن بر محیط کار و جوانب آن منجر به کشف ارتباط های جدید و راه حل های مناسب تر شده و به صورتی طبیعی موجب کاهش هزینه ها و افزایش مطلوبیت و مرغوبیت در تولیدات می شود.
مدیریت غیرعلمی به جای آماده سازی ذهنی افراد برای خلاقیت و پدیدآوردن فضایی برای آزادی ذهن افراد از افکار مزاحم و منفی بر انتظارات خود از کارکنان تاکید بیش تر می کند و با سرزنش و توبیخ افراد سعی در اصلاح امور دارد که البته راه به جایی نمی برد. مدیریت علمی در طرح های آموزشی خود، کارگاه های آموزشی ویژه ای برای تخلیه و آزادسازی ذهن افراد تحت پوشش پیش بینی کرده و پس از اطمینان از خالی بودن ذهن ها، به طرح انتظارات و برنامه ها و اهداف می پردازد تا از کارآمدی طبیعی آن اطمینان بیش تری به دست آورد.

3-نیم کره ی راست و نیم کره ی چپ

نیم کره ی چپ مغز، برای اندیشیدن، پیش بینی، راه حل یابی و علت یابی و تصمیم گیری و تمامی امور منطقی طراحی شده است و برای انجام این امور نیاز به فکر دارد و فکر کردن به مفهوم مصرف انرژی فراوان و بالا رفتن دمای مغز است. از کجا انرژی از دست رفته ی مغز تامین می شود؟ تا چه زمانی می توان فکر کرد. آیا مغزی که دایم در حال فکر کردن است، می تواند خلاق هم باشد؟
نیم کره ی راست برای استراحت، آرامش، توجه به زیبایی، شادی و رهایی، شعر و موسیقی، عشق و دل سپردگی، پیوستن به ابدیت و جاودانگی طراحی شده است و انرژی از دست رفته را تامین می کند.
ذهن خلاق، ذهنی است که به صورتی متعادل از نیم کره ی راست و نیم کره ی چپ خود بهره می برد. یعنی انرژی تولید شده در نیم کره ی راست  که نتیجه ی مراقبه، سکوت، رهایی و بی فکری و به قول عارفان مستی است، در نیم کره ی چپ برای دریافت ارتباط های جدید میان پدیده ها به کار می برد. برای همین است که مهندسی ذهن به موفقیت همه جانبه می اندیشد نه به موفقیت کاریکاتوری. مثلا اگر ما می خواهیم اتومبیلی تولید کنیم که در سرعت و قدرت کارآمدی بالایی داشته باشد و در عین حال در زیبایی و راحتی و تناسب و مصرف کم انرژی هم مطلوبیت داشته باشد لازمه اش تربیت مهندسان و کارگرانی است که مهارت بهره برداری متناسب از نیم کره ی چپ و راست مغز خود را دارند. سخن از نیروی انسانی ماهری است که نه تنها در کار و شغل خود موفق است بلکه در ارتباط انسانی و خانوادگی خود و در تفریحات و خلاقیت های هنری و ادبی و... نیز احساس موفقیت می کند. قابل ذکر است که بسیاری از کشف های بزرگ مخترعان و مکتشفان و دانشمندان و عارفان قدیم و جدید، در زمان تفریح و استراحت آن ها به ذهنشان الهام شده است و این نکته ی بسیار مهمی در خلاقیت است. به قول ?دیپاک چوپرا? برای کشف های بزرگ: ?در شکاف ذهنت خانه کن?.

4-فایل مثبت و فایل منفی

ذهن ما دایما در حال تولید فکر است. هر ذهنی دو آرشیو و فایل مستقل از یک دیگر دارد که یکی تمامی خاطرات و پیام های منفی و ناخوشایند زندگی فرد را در خود ذخیره کرده است و هم اکنون هم در حال تولیدات جدید و افزودن بر انبار اطلاعات منفی است و آرشیو دیگری هم برای ضبط و فعالیت افکار و اندیشه ها و خاطرات مثبت و خوشایند وجود دارد.
فردی که بنا به شرایطی در فایل منفی خود زندگی می کند به دلیل احساس خطر در حالت دفاعی یا حالت گریز و یا حالت حمله قرار می گیرد و انرژی فراوانی را از دست می دهد. در چنین حالتی انقباض ماهیچه ها افزایش یافته و ضربان قلب تشدید می شود و بسیاری از فعالیت مثبت بدن مثل جذب و دفع، متابولیسم و بازسازی سلول ها، دچار اختلال می شود. فکر منفی بلافاصله در سراسر بدن جاری می شود و تمرکز فرد را از میان می برد و وی دیگر نمی تواند به جنبه های مثبت امور بیندیشد.
متاسفانه فکر منفی، افکار منفی گذشته را حاضر می کند و می تواند تمامی سیستم را در قبضه ی خود بگیرد. عامل بسیاری از بیماری های جسمی، رفتارهای پرخاشگرانه و یا انزواطلبانه و بی دقتی و سهل انگاری و بی کاری پنهان، افکار منفی است. فرد منفی باف، از پشت یک عینک سیاه به جهان و محیط کارش می نگرد و نتیجه ی کارش، با افکار منفی اش تناسب دارد.
تصویرهای منفی موجود در ذهن بر اراده های مثبت هم غلبه می کند و در نهایت او را به نتیجه های منفی می کشاند. پاک کردن ذهن از افکار و اندیشه های منفی از مهم ترین و حیاتی ترین مسوولیت ها در فرآیند مدیریت ارزش است.
فایل مثبت به عکس فایل منفی، آرشیو تمامی خاطرات شیرین و زیبا و دوست داشتنی است. هر فکری چه منفی و چه مثبت احساس و رفتار متناسب با خود را پدید می آورد. فکر مثبت، احساس مثبت و تمایل به کار خلاق را پدید می آورد. فایل مثبت بر خلاف فایل منفی، انرژی زا است و از تمامی انرژی های موجود در خاطرات گذشته می تواند بهره برداری کند. خاطرات مثبت گذشته محصول راه حل های موفق بوده اند، بنابراین ذهن به خلاقیتی شگفت آور دعوت می شود. خوشبختانه فایل مثبت ذهن از فایل منفی جداست و گویا با فعال شدن یکی، دیگری نقش خود را از دست می دهد.
سوال مهم این است، چگونه فرد به فایل منفی و یا مثبت ذهن می رود؟ آیا در اختیار اوست یا ذهن او تسلیم شرایط بیرونی است؟ جالب ترین مساله ی ذهن، که آزادی ما را تضمین می کند این است که رفتن به فایل مثبت یا منفی ذهن کاملا در اختیار فرد و بر اساس عادت ها و آموزش های قبلی اوست.
توجه، تکرار و هیجان سه کلید مهم ثبت اطلاعات در ذهن هستند. اگر این توجه به امور منفی باشد، فرد بلافاصله فایل منفی ذهن خود را فعال می کند و تمایل شدیدی برای برجسته کردن منفی ها از خود نشان می دهد و از آن جا که افکار مسری هستند، یک فرد منفی باف می تواند یک فضای سالم را به جهنمی از اندیشه های منفی تبدیل کند. راز خلاقیت در این است که به افراد آموزش داده شود که با به کار بردن درست این کلیدها، (توجه، تکرار و هیجان) از تاثیرپذیری منفی از محیط و اطرافیان آزاد باشند و خود را در وضعیت مثبت نگاه دارند.
ماندن در فایل مثبت به معنای نادیده گرفتن جنبه های منفی کار و زندگی نیست، بلکه به معنای نماندن در منفی ها و افزایش توجه به مثبت هاست تا فرد انرژی لازم برای غلبه بر موانع را پیدا کند و موانع جدید پدید نیاورد. ذهن مثبت بهترین راه حل یاب است.

5-ذهن مساله ساز، ذهن راه حل یاب

ذهن مساله ساز، ذهنی است که در هر کاری به دنبال موانع و مشکلات می گردد تا آن ها را بزرگ کند. عادت این افراد این است که به محض روبه رو شدن با مشکل و موانع و یا ناکامی، این امور را غیرطبیعی دانسته و تکیه کلامشان این است که: ?چرا باید این طور باشد?، ?من شانس ندارم? و با این قضاوت ها و سوالات بحران زا، توانایی خود را صرف سرزنش خود و دیگران می کند و از خلاقیت محروم می شود.
ذهن راه حل یاب عادت دیگری دارد. این فرد به محض روبه رو شدن با مانع و مشکل، احساس خود را بیان کرده و بلافاصله به دنبال راه حل می گردد و تکیه کلام او این است که: ?بهترین راه ها برای موفقیت کدامند؟? ذهن راه حل یاب معمولا از قضاوت های مطلق و قاعده های همه یا هیچ پرهیز می کند و احتمالات مختلف را در نظر می گیرد. ذهن راه حل یاب از نمی دانم آغاز می کند و به احتمالات گوناگون می رسد و در نهایت بهترین راه حل را انتخاب می کند.

6-ارتباط خلاق و موثر

دنیای امروز دنیای ارتباطات است. تکنولوژی پیشرفته، محصول ارتباطات پیشرفته است. کسانی که قادر به ایجاد ارتباط گسترده نباشند، نمی توانند از ظرفیت های عظیم ذهن خود برای خلاقیت بهره برداری کنند. این امر در ارتباط میان ملت ها و فرهنگ ها و هم چنین ارتباط های میان فردی و سازمانی مصداق دارد. در کشفیات جدید مربوط به P.L.N گفته می شود که رفتار دیگران با ما تا حدود زیادی محصول تصویری است که از ما در ذهن خود دارند. بنابراین فرد خلاق در روابط خود با ایجاد تصویر مطلوب از خود در ذهن دیگران، همکاری صمیمانه ی آن ها را نیز با خود به همراه دارد و در بروز خلاقیت دیگران در محیط کار نقشی اساسی دارد. به قول ?لئوبوسکالیا?: ?هم دلی مقدمه ی همکاری است?.
تکنیک های ایجاد تصویر ذهنی مثبت در فضای ارتباطی و تاثیرگذاری مثبت در ذهن دیگران و ایجاد فضای خلاق در کارگروهی، از مهم ترین رازهای خلاقیت در نظام آموزشی و تولیدی است که نیاز به دوره های آموزشی ویژه ی خود دارد.

دنیای ذهن از این مقوله هاست؛ قابل روءیت نیست؛ ولی قابل توصیف، تحلیل و شناسایی است و دنیای علم و کاروان اندیشه بشری، بعد از ایجاد رشته های متعدد و متنوع، به آن دست یازیده که یکی از این عوالم و دانش های جدید، دنیای روان شناسی است. سعی شده است تا در این مقاله، به این بحث پرداخته شود.

1

واژه هایی مانند معماری، مهندسی، ساختن، برآوردن، بنیان، ساخت، توسعه و رشد، نشان از حرکت، بالندگی و تحول مثبت می باشند و آن گاه که از طبیعت و جزئیات زمینی فراتر برویم، به معماری و مهندسی ذهن و روان می رسیم.

دکتر طوسی1 می گوید: ?هر انسانی معمار ذهن خویش است؛ مصالح موجود است؛ همت و حرکت فرد، عامل مهندسی و بارآوری ذهن است?.

2

هندسه ذهنی افراد با هم متفاوت است؛ بعضی شکلی سهل و ساده دارند و به این جهت، از آرایه های قوی و لایه های متعدد ذهنی بی بهره اند و برخی فیلترها و پیچیدگی های زیادی در ذهن دارند. از این رو، ذهنی تحلیل گر و قوی دارند. روان شناسان، دوستی و ارتباط با افراد دارای ذهن هندسی، فعال، تحلیل گر و البته امیدوار و بالنده را توصیه می کنند.

3

هویت اجتماعی بسیاری از انسان ها در ارتباط با دیگران و تأثیرپذیری از ذهن های پیرامونی شکل می گیرد. روان شناسی به نام ?تاجفل? می نویسد: ?وقتی آدم ها در گروه قرار می گیرند، دست به همانندسازی می زنند و از این ارتباط، تأثیرات ذهنی می پذیرند و اگر با اذهان پویا و مثبت در ارتباط باشند، صاحب خودانگاره مثبت می شوند?.

4

یکی از راهکارهای مهمی که دانشمندان در شناخت افراد دارای ذهن عالی نشان می دهند، شناخت دو چیز است که ما نیز برای این که این افراد را بشناسیم، لازم است که این دو ویژگی را به خوبی بشناسیم؛ روان شناسان، این دو ویژگی افراد دارای ذهنی عالی را ?قدرت تفکر? و ?قدرت حل مسئله? می دانند.2

5

از طرفی نباید فراموش کنیم که دو استوانه یا دو ستون اصلی سلامت فکر، بُعد نظر، قدرت تحلیل و اساساً مهندسی ذهن را این دو تشکیل می دهند که امروزه به این دو قدرت و توان، ?هوش? گفته می شود.

6

نکته دیگری که در مهندسی ذهن مطرح است، این است که یک فرد با ذهنی ساده یا کم تجربه، در ارتباطات مداوم با ذهن های خلاق، اصطلاحاً موتورهای خاموشش روشن می شوند.3

7

یک نکته جالب دیگر این که ما برای شناخت و فراشناخت خویش، می توانیم دست به بررسی خویش بزنیم و رابطه ای را کشف کنیم که نشان می دهد هوش یا قوای ذهنی، در چه وضعیت کیفی در ما وجود دارد. در برخی مطالعات، به رابطه بین هوش و سرعت پردازش اطلاعات نیز اشاره شده است. محور اصلی این مطالعات نیز زمان واکنش بوده است. ?ورنون? در سال 2000م. بر اساس این مطالعات، نتیجه می گیرد که سرعت پردازش اطلاعات، یکی از جنبه های مهم هوش است.

8

نباید فراموش کنیم که هوش یک توانایی عمومی است که خود به چند توانایی تقسیم می شوند. بر این اساس، نباید در قضاوت خود نسبت به خویشتن یا دیگران دچار اشتباه شویم. برخی جنبه ها در برخی افراد متفاوت تر، قوی تر یا ضعیف ترند.

9

نظریه هوش هشت گانه گاردنر

فرض کنید یک نفر مهارت های موسیقیایی بالایی دارد؛ ولی در ریاضی یا زبان انگلیسی عملکرد خوبی ندارد؛ لودویک فون بتهوون، آهنگ ساز مشهور، چنین آدمی بود. آیا بتهوون از لحاظ قوای ذهنی و هوش، آدمی کم هوش یا دارای ذهنی سطحی بوده است؟ هرگز! بلکه وی در برخی موارد، با هوش تر و در برخی موارد، کم استعدادتر یا شاید بی استعداد باشد؛ ولی علاقه، حضور کم رنگی داشته باشد.

10

این نکته مهمی است که گاهی فرد در موارد متعدد و مختلفی، دارای استعدادهای نهفته، دست نخورده، زنده، ولی ثابت و غیرمتحول و به طور کلی استعدادهای ایستا و متوقف باشد و ظهور نیافتن آنها، دلیل عدم آنها یا خلاء آنها نیست؛ بلکه ناشی از عدم توجه به آنها یا به حرکت در نیاوردن آنهاست.

به راستی چرا برخی استعدادهای نهفته ما به حرکت درنمی آیند؟

11

شاید یکی از دلایل مهم توقف استعدادهای نهفته، تعدد مشغله ها یا توجه بیش از حد به برخی جنبه ها و پر کردن اوقات و داشتن علایق و مشغولیت ها در ظرف زمان است؛ چون زمان، فرصت محدودی است که در فعالیت های مختلف توزیع و تقسیم می شود.

12

یکی از دلایل دیگر، عدم وجود یک محرک یا عامل رغبت ساز ذهنی، محیطی، درونی، اجتماعی، فرهنگی، ارتقایی و تشویق گر یا حتی کاشف این حالت یا استعداد در وجود ماست.

13

آدم های خوش شانس، از جهت قوای ذهنی و تکنولوژی فکر یا بارآوری هوش و استعدادهای خویش، سه دسته اند؛

1. آدم های خود کاشف: آدم هایی که لذت کشف خود را از طریق تأمل در خویش، مطالعه خویش و یادداشت عادت ها و روحیات خویش بررسی می کنند و حتی با مطالعات منابع ارزشمند، به ارجمندی های خود پی می برند و متوجه می شوند که یادگیری شان سریع است؛ قدرت تحلیل دارند؛ خوب مسائل را می فهمند و سرعت استدلال دارند یا برعکس.

14

2. آدم های کشف شونده: این نوع آدم ها شاید دارای استعدادها و توانمندی های زیادی هم باشند؛ اما خود متوجه نمی شوند یا این که خود را مانند بسیاری از افراد دیگر (عادی) تلقی می کنند؛ اما در یک شرایط خاص یا کنترل شده، توسط دیگران کشف می شوند. اغلب استعدادهای هنری، دانشگاهی، علمی، تخصصی، جسمی، مهارتی، ذهنی، خلاقیت ها و سینمایی، این گونه کشف می شوند.

15

3. کشف محیطی: افرادی که برخی محیط ها آنها را کشف می کنند؛ یعنی این که برخی محیط ها آبستن شرایطی است که اگر فرد در آن محیط قرار گیرد، هم برای خودش و هم در نزد دیگران شناخته می شود.

تفاوت کشف محیطی با دو کشف قبلی این است که در دو مورد قبل، فرد شناخت شخصی (خودشناسی) مستقل انجام می دهد و در دیگری، فرد توسط فرد پیرامونی شناخته می شود؛ اما در کشف محیطی، با شرایط یا فرصت هایی که در اختیار فرد گذاشته می شود، علاوه بر دیگران، خود او متوجه این ظهور، خلاقیت یا قدرت ذهنی و هوشی و استعداد خود می شود.

16

گر چه نباید فراموش کنیم که پیرامون ما و در خود ما استعدادهای بسته بندی شده و راکد فراوانی بایگانی است و کسی یا حتی خود ما این کمد حجیم و سنگین توانایی ها را به علل مختلف باز و به آن توجه نکرده و چه بسا آنها را نابود کرده است.

فرصت تأمل در خویش،

قرار گرفتن در فرصت های محیطی

 

و اجازه به افراد فرهیخته، جهت نقد و بررسی ما، یا نصایح صادقانه،

سه راهکار مهم ظهور استعدادها و قوای ذهنی و فکری و توانایی هاست

خلاقیت توانایی بهره‌برداری بهینه از حداقل امکانات است

مهندسی ذهن و خلاقیت

 

آن چه در مدیریت اداری و صنعتی و آموزشی کشور جای بحث و تامل بسیار جدی و فوری دارد، مساله خلاقیت است. پایه و اساس مدیریت علمی در دنیای امروز مبتنی بر افزایش خلاقیت است. منظور از خلاقیت توانایی بهره‌برداری بهینه از حداقل امکانات است، که در آن مفاهیم بهره وری، صرفه‌جویی در زمان و انرژی، صرفه‌جویی در هزینه‌ها افزایش مطلوبیت و کارآمدی و نوآوری و آفرینندگی در همه‌ی ابعاد مادی و معنوی لحاظ شده است. مهندسی ذهن چیست؟ مهندسی ذهن؛ آشنایی با کارکرد و ساختار ذهن هوشیار و ناهوشیار و بهره برداری بهینه از توانایی‌های شگفت‌انگیز آن‌هاست. مهندسی ذهن، طراحی و مدیریت ذهن برای رسیدن به هدف‌های معین است. مهندسی ذهن، نمایانگر یک قدرت عظیم و شگفت‌انگیز در ذهن است و آن قدرت، توانایی ذهن آدمی در تطبیق واقعیت‌ها و جهان بیرونی با پروژه‌ها و طرح‌های ثبت شده در آن است.

مهندسی ذهن و خلاقیت
اصل مهم مهندسی ذهن این است که واقعیت‌های بیرونی در تمامی جنبه‌هایش انعکاس طرح‌های ذهنی بشر است. به قول هگل: ?ذهن واقعیت می‌شود?. بنابراین خلاقیت در تصویرسازی‌های ذهن به خلاقیت در مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی و تولیدی منجر می‌شود. بدون کارآمدی و خلاقیت در مدیریت ذهن، نمی‌توان انتظار نهادینه شدن مدیریت علمی در سازمان‌های آموزشی و صنعتی و اداری را داشت.

محورهای اصلی مهندسی ذهن برای خلاقیت همه جانبه عبارتند از:
1- ارتباط با واقعیت‌های بیرونی
2- پذیرش و جذب پیام‌های گوناگون محیط درونی و بیرونی.
3- پردازش اطلاعات و داده‌ها بر اساس مفید بودن و تناسب با نظامِ اطلاعاتی ذهن.
4- گزینش داده‌ها و خلق تصویرهای ذهنی مطلوب.
5- ارسال تصاویر به صورت فرمان به ناهوشیار برای اجرا در واقعیت.

 


بنابراین مقوله‌هایی چون ادراک و تفسیر پدیده‌ها و نیازها، ارزیابی خوب و بد یا درست و غلط و یا مفید و غیرمفید بودن آن‌ها و گزینش و تصمیم‌گیری نهایی برعهده ی ذهن هوشیار است. اصل و قاعده ی مهم این است که هیچ تصویری بدون تصمیم‌گیری نهایی ذهن هوشیار وارد سیستم نخواهد شد و ذهن هوشیار با سه کلید (توجه، هیجان و تکرار) تصویرهای دل خواه را می‌آفریند. محرک‌ها و پیام‌هایی که مورد توجه و گزینش ذهن هوشیار قرار نگیرند نمی‌توانند کوچک‌ترین تاثیری بر ساختار ذهن داشته باشند. نتیجه‌ی این اصل این است که خروجی‌های ذهن انسان مثل میزان خلاقیت، شادی و موفقیت و سلامتی و نوع ارتباط کاملا وابسته به ورودی‌های آن یعنی پردازش اطلاعات و تصویرسازی ذهن هوشیار است. بنابراین، مهندسی ذهن یعنی مهارت تنظیم و آفرینش تصویرهای لازم برای رسیدن به محصولات مطلوب و مرغوب و مورد انتظار.

ذهن ناهوشیار و کارکرد شگفت آن را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1- واقعیت برای ذهن ناهوشیار همان است که ذهن هوشیار می‌گوید.
2- ذهن ناهوشیار بد و خوب، درست و غلط، مفید و غیرمفید را نمی‌تواند تشخیص دهد در یک کلام ناهوشیار شعور ندارد.
3- ذهن ناهوشیار تمامی فرمان‌های هوشیار را بدون چون و چرا اجرا می‌کند.
4- ناهوشیار بر تمام احساسات، رفتارها و ارتباطات و فعالیت‌های داخلی بدن تسلط دارد.
5- ذهن ناهوشیار بی‌مکان و بی‌زمان است و به همه‌ی زمان‌ها و مکان‌ها دسترسی دارد.
6- ناهوشیار تصویرهای ثبت شده را واقعی می‌کند و از پدیده‌ها و واقعیت‌ها هر آن چه که مربوط به نقشه و تصویر ثبت شده باشد، جذب و بخش‌های نامربوط را رها می‌کند.
7- ذهن ناهوشیار با انرژی کیهانی در ارتباط است و منبع سرشار و بی‌انتهای انرژی است.
8- ناهوشیار هر فرد با ناهوشیار افراد دیگر ارتباط اینترنتی دارد.
9- ذهن ناهوشیار به خواسته‌ها و اهداف ما بی‌اندازه حساس است و چون ماموری معذور، مسوول برآورده شدن این خواسته‌هاست، از تمام امکانات موجود در جهان بهره می‌برد تا ما به خواسته‌های خود برسیم.
10- جهان با تمامی امکاناتش در خدمت خواسته‌هایی است که به صورت تصویر به ناهوشیار مخابره شده است.
11- پس هر کسی همان است که بدان می‌اندیشد و هر کسی می‌تواند آینده‌ی خود را به صورتی که می‌خواهد هم اکنون در ذهن بسازد و شاهد واقعی شدن آن باشد و این یعنی خلاقیت.





زمینه‌های خلاقیت ذهن


1- ذهن هدف یاب
هدف گذاری مناسب ذهن مهارتی حیاتی است. آگاهی بر هدف‌ها و طراحی ذهن براساس این هدف‌ها، انرژی ذهن را برای رسیدن به آن‌ها متمرکز می کند. ذهن ما در کنار سیستم هدف یاب، همانند موشک‌های فضایی دارای سیستم انحراف سنج است. هر چه هدف‌ها روشن تر و دقیق‌تر طراحی شده باشد و تمرکز فرد بر هدف بیش‌تر باشد، به محض بروز خطا، سیستم انحراف سنج مغز، خطاها را شناسایی کرده و از آن برای رسیدن به هدف استفاده می‌کند ذهن هدف دار هرگز از خطاها مأیوس نمی‌شود و مقوله‌ای به نام شکست را ثبت نمی‌کند، بلکه خطاها به صورت تجربه‌های لازم برای شناسایی راه‌های اصلی در نظر گرفته می‌شود.
فردی که ذهن هدف دار دارد، اشتباه را طبیعی گرفته و خود و دیگران را سرزنش نمی‌کند و در انرژی روانی صرفه‌جویی می‌کند و فقط به راه حل می‌اندیشد. ذهن ناهوشیار، مامور قدرتمند تحقق اهداف برنامه‌ریزی شده است. قابل توجه است که مردم اغلب آگاهی دقیقی نسبت به هدف‌های خود ندارند. هدف‌گذاری ذهن مهم‌ترین مرحله‌ی خلاقیت است و ظرافت‌های خاص خود را دارد و نیازمند بررسی و شرحی بیش‌تر و دقیق‌تر است.

2- ذهن خالی

ذهن خالی، ذهنی است که از افکار مزاحم و منفی آزاد شده است، افکار مزاحم، افکاری هستند که به یک هدف خاص ارتباطی ندارند و صرفا موجب هدر رفتن انرژی روانی هستند. افکار مزاحم تمرکز بر هدف را کم کرده و تسلط فرد را بر کار و هدف کاهش می‌دهد و از خلاقیت او می‌کاهد.
زمینه‌های هجوم افکار مزاحم در ذهن و راه کارهای رهایی ذهن از آن‌ها موضوع بحثی مستقل است. معمولا افکار مزاحم در کنترل فرد نیستند و تکرار شونده‌اند و گویا فرد خود را مطیع آن‌ها ساخته و توان رهایی از آن‌ها را ندارد. خلاقیت در هر کاری نتیجه‌ی تمرکز در آن کار است و فرد می باید مهارت لازم برای آزادسازی ذهن از افکار مزاحم را داشته باشد.
نکته‌ی قابل توجه در مدیریت ارزش این است که زمینه‌های پدید آمدن افکار مزاحم در ذهن افراد شناسایی و برای خالی کردن ذهن افرادی از طبقات مختلف همچون کارگران و مهندسان و کارشناسان برنامه‌ریزی مناسب صورت گیرد تا بازدهی افزایش یابد. عامل دیگری که موجب کاهش تمرکز می‌شود، داشتن افکار منفی و قضاوت‌هایی نسبت به خود، محیط کار، آینده ی شغلی و اطرافیان است که، موجب نارضایتی درونی و بی‌نظمی در کار، حواس‌پرتی، کم‌کاری و بی‌دقتی و بسیاری از نارسایی‌های دیگر می‌شود که تماماً براساس تصاویر ناهوشیار عمل می‌کند و در کنترل فرد نیست. بنابراین توجه جدّی به ارتباط انسانی در محیط کار و پدید آوردن فضایی که فرد در آن احساس امنیت و صمیمیت نموده و از کار خود با تمام وجود لذت ببرد از محوری ترین مؤلفه‌های مدیریت علمی به حساب می‌آید.
ذهن خالی از افکار مزاحم و منفی قدرت یادگیری بالایی دارد و تمرکزی شگفت‌آور بر هدف‌ها دارد و اشراف آن بر محیط کار و جوانب آن منجر به کشف ارتباط‌های جدید و راه حل‌های مناسب‌تر شده و به صورتی طبیعی موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش مطلوبیت و مرغوبیت در تولیدات می‌شود.
مدیریت غیرعلمی به جای آماده‌سازی ذهنی افراد برای خلاقیت و پدیدآوردن فضایی برای آزادی ذهن افراد از افکار مزاحم و منفی بر انتظارات خود از کارکنان تاکید بیش‌تر می‌کند و با سرزنش و توبیخ افراد سعی در اصلاح امور دارد که البته راه به جایی نمی‌برد. مدیریت علمی در طرح‌های آموزشی خود، کارگاه‌های آموزشی ویژه ای برای تخلیه و آزادسازی ذهن افراد تحت پوشش پیش‌بینی کرده و پس از اطمینان از خالی بودن ذهن‌ها، به طرح انتظارات و برنامه‌ها و اهداف می‌پردازد تا از کارآمدی طبیعی آن اطمینان بیش‌تری به دست آورد.

3- نیم کره ی راست و نیم کره ی چپ

نیم‌کره‌ی چپ مغز، برای اندیشیدن، پیش‌بینی، راه‌حل‌یابی و علت‌یابی و تصمیم‌گیری و تمامی امور منطقی طراحی شده است و برای انجام این امور نیاز به فکر دارد و فکر کردن به مفهوم مصرف انرژی فراوان و بالا رفتن دمای مغز است. از کجا انرژی از دست رفته ی مغز تأمین می‌شود؟ تا چه زمانی می‌توان فکر کرد. آیا مغزی که دایم در حال فکر کردن است، می‌تواند خلاق هم باشد؟
نیم‌کره‌ی راست برای استراحت، آرامش، توجه به زیبایی، شادی و رهایی، شعر و موسیقی، عشق و دل سپردگی، پیوستن به ابدیت و جاودانگی طراحی شده است و انرژی از دست رفته را تامین می‌کند.
ذهن خلاق، ذهنی است که به صورتی متعادل از نیم‌کره‌ی راست و نیم کره ی چپ خود بهره می‌برد. یعنی انرژی تولید شده در نیم کره ی راست که نتیجه‌ی مراقبه، سکوت، رهایی و بی‌فکری و به قول عارفان مستی است، در نیم کره‌ی چپ برای دریافت ارتباط‌های جدید میان پدیده‌ها به کار می برد. برای همین است که مهندسی ذهن به موفقیت همه جانبه می‌اندیشد نه به موفقیت کاریکاتوری.

مثلا اگر ما می‌خواهیم اتومبیلی تولید کنیم که در سرعت و قدرت کارآمدی بالایی داشته باشد و در عین حال در زیبایی و راحتی و تناسب و مصرف کم انرژی هم مطلوبیت داشته باشد لازمه‌اش تربیت مهندسان و کارگرانی است که مهارت بهره‌برداری متناسب از نیم‌کره‌ی چپ و راست مغز خود را دارند. سخن از نیروی انسانی ماهری است که نه تنها در کار و شغل خود موفق است بلکه در ارتباط انسانی و خانوادگی خود و در تفریحات و خلاقیت‌های هنری و ادبی و... نیز احساس موفقیت می‌کند. قابل ذکر است که بسیاری از کشف‌های بزرگ مخترعان و مکتشفان و دانشمندان و عارفان قدیم و جدید، در زمان تفریح و استراحت آن‌ها به ذهنشان الهام شده است و این نکته‌ی بسیار مهمی در خلاقیت است. به قول ?دیپاک چوپرا? برای کشف‌های بزرگ: ?در شکاف ذهنت خانه کن?.

4- فایل مثبت و فایل منفی

ذهن ما دایما در حال تولید فکر است. هر ذهنی دو آرشیو و فایل مستقل از یک دیگر دارد که یکی تمامی خاطرات و پیام‌های منفی و ناخوشایند زندگی فرد را در خود ذخیره کرده است و هم اکنون هم در حال تولیدات جدید و افزودن بر انبار اطلاعات منفی است و آرشیو دیگری هم برای ضبط و فعالیت افکار و اندیشه‌ها و خاطرات مثبت و خوشایند وجود دارد.
فردی که بنا به شرایطی در فایل منفی خود زندگی می کند به دلیل احساس خطر در حالت دفاعی یا حالت گریز و یا حالت حمله قرار می‌گیرد و انرژی فراوانی را از دست می‌دهد. در چنین حالتی انقباض ماهیچه‌ها افزایش یافته و ضربان قلب تشدید می‌شود و بسیاری از فعالیت مثبت بدن مثل جذب و دفع، متابولیسم و بازسازی سلول‌ها، دچار اختلال می‌شود. فکر منفی بلافاصله در سراسر بدن جاری می‌شود و تمرکز فرد را از میان می برد و وی دیگر نمی‌تواند به جنبه‌های مثبت امور بیندیشد.
متأسفانه فکر منفی، افکار منفی گذشته را حاضر می‌کند و می‌تواند تمامی سیستم را در قبضه‌ی خود بگیرد. عامل بسیاری از بیماری‌های جسمی، رفتارهای پرخاشگرانه و یا انزواطلبانه و بی دقتی و سهل‌انگاری و بی‌کاری پنهان، افکار منفی است. فرد منفی‌باف، از پشت یک عینک سیاه به جهان و محیط کارش می‌نگرد و نتیجه‌ی کارش، با افکار منفی‌اش تناسب دارد.
تصویرهای منفی موجود در ذهن بر اراده‌های مثبت هم غلبه می‌کند و در نهایت او را به نتیجه‌های منفی می‌کشاند. پاک کردن ذهن از افکار و اندیشه‌های منفی از مهم‌ترین و حیاتی‌ترین مسوولیت‌ها در فرآیند مدیریت ارزش است.
فایل مثبت به عکس فایل منفی، آرشیو تمامی خاطرات شیرین و زیبا و دوست داشتنی است.

هر فکری چه منفی و چه مثبت احساس و رفتار متناسب با خود را پدید می آورد. فکر مثبت، احساس مثبت و تمایل به کار خلاق را پدید می آورد. فایل مثبت بر خلاف فایل منفی، انرژی‌زا است و از تمامی انرژی‌های موجود در خاطرات گذشته می‌تواند بهره‌برداری کند. خاطرات مثبت گذشته محصول راه حل‌های موفق بوده‌اند، بنابراین ذهن به خلاقیتی شگفت‌آور دعوت می‌شود. خوشبختانه فایل مثبت ذهن از فایل منفی جداست و گویا با فعال شدن یکی، دیگری نقش خود را از دست می‌دهد.
سوال مهم این است، چگونه فرد به فایل منفی و یا مثبت ذهن می رود؟ آیا در اختیار اوست یا ذهن او تسلیم شرایط بیرونی است؟ جالب‌ترین مساله‌ی ذهن، که آزادی ما را تضمین می‌کند این است که رفتن به فایل مثبت یا منفی ذهن کاملاً در اختیار فرد و بر اساس عادت‌ها و آموزش‌های قبلی اوست.
توجه، تکرار و هیجان سه کلید مهم ثبت اطلاعات در ذهن هستند. اگر این توجه به امور منفی باشد، فرد بلافاصله فایل منفی ذهن خود را فعال می‌کند و تمایل شدیدی برای برجسته کردن منفی‌ها از خود نشان می‌دهد و از آن جا که افکار مسری هستند، یک فرد منفی باف می‌تواند یک فضای سالم را به جهنمی از اندیشه‌های منفی تبدیل کند. راز خلاقیت در این است که به افراد آموزش داده شود که با به کار بردن درست این کلیدها، (توجه، تکرار و هیجان) از تأثیرپذیری منفی از محیط و اطرافیان آزاد باشند و خود را در وضعیت مثبت نگاه دارند.
ماندن در فایل مثبت به معنای نادیده گرفتن جنبه‌های منفی کار و زندگی نیست، بلکه به معنای نماندن در منفی‌ها و افزایش توجه به مثبت‌هاست تا فرد انرژی لازم برای غلبه بر موانع را پیدا کند و موانع جدید پدید نیاورد. ذهن مثبت بهترین راه‌حل‌یاب است.

5- ذهن مساله ساز، ذهن راه حل یاب

ذهن مساله‌ساز، ذهنی است که در هر کاری به دنبال موانع و مشکلات می‌گردد تا آن‌ها را بزرگ کند. عادت این افراد این است که به محض روبه رو شدن با مشکل و موانع و یا ناکامی، این امور را غیرطبیعی دانسته و تکیه کلامشان این است که: ?چرا باید این طور باشد?، ?من شانس ندارم? و با این قضاوت‌ها و سوالات بحران‌زا، توانایی خود را صرف سرزنش خود و دیگران می‌کند و از خلاقیت محروم می‌شود.
ذهن راه‌حل‌یاب عادت دیگری دارد. این فرد به محض روبه رو شدن با مانع و مشکل، احساس خود را بیان کرده و بلافاصله به دنبال راه حل می‌گردد و تکیه کلام او این است که: ?بهترین راه‌ها برای موفقیت کدامند؟? ذهن راه‌حل‌یاب معمولاً از قضاوت‌های مطلق و قاعده‌های همه یا هیچ پرهیز می‌کند و احتمالات مختلف را در نظر می‌گیرد. ذهن راه‌حل‌یاب از نمی‌دانم آغاز می‌کند و به احتمالات گوناگون می‌رسد و در نهایت بهترین راه حل را انتخاب می‌کند.

6- ارتباط خلاق و موثر

دنیای امروز دنیای ارتباطات است. تکنولوژی پیشرفته، محصول ارتباطات پیشرفته است. کسانی که قادر به ایجاد ارتباط گسترده نباشند، نمی‌توانند از ظرفیت‌های عظیم ذهن خود برای خلاقیت بهره‌برداری کنند. این امر در ارتباط میان ملت‌ها و فرهنگ‌ها و هم چنین ارتباط‌های میان فردی و سازمانی مصداق دارد. در کشفیات جدید مربوط به P.L.N گفته میشود که رفتار دیگران با ما تا حدود زیادی محصول تصویری است که از ما در ذهن خود دارند. بنابراین فرد خلاق در روابط خود با ایجاد تصویر مطلوب از خود در ذهن دیگران، همکاری صمیمانهی آن‌ها را نیز با خود به همراه دارد و در بروز خلاقیت دیگران در محیط کار نقشی اساسی دارد. به قول ?لئوبوسکالیا?: ?هم دلی مقدمهی همکاری است?.
تکنیک‌های ایجاد تصویر ذهنی مثبت در فضای ارتباطی و تأثیرگذاری مثبت در ذهن دیگران و ایجاد فضای خلاق در کارگروهی، از مهم
ترین رازهای خلاقیت در نظام آموزشی و تولیدی است که نیاز به دوره‌های آموزشی ویژهی خود دارد.

.

. .

پنجشنبه 13 تیر 1392 - 11:24:18 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
نظر ها

http://farzaneh6211.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 15 تیر 1392   2:54:47 PM

سلام بر دوست عزیز

مطالب  پر حجم و بسیار آموزنده ای گذاشتید درسته خلاقیت امری اکتسابی است و ما با تقویت کردن ذهنمان، میتوانیم از هوش و خلاقیت خود استفاده کنیم

http://parisamotahari.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 13 تیر 1392   3:07:15 PM

Queen Maray - rose, woman, fantasy, face, flower, skyTEARS of AN ANGEL - water, fantasy, 2D, girl, art, tears, purple

آخرین مطالب


التفات کن


بزم مقرب


خواب نوشین


پنج اصل


لعنت ابدی و قصاید امشب و غزلها


آینه سایه پوشید در قهقه افتاد


طوفان


گل نرگس نفس نفس منصور


بادکردن پوست زمان


شعرمحرم بحران دستها از حامدرحمتی


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

54928 بازدید

115 بازدید امروز

40 بازدید دیروز

382 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت