gegli

پرندهء آتش

× تاريخچه پروازواينكه آدمي به چندصورت پروازميكند
×

آدرس وبلاگ من

ashiyaneh.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/ahamed

باروك

آشنایی با مکتب باروک (Baroque)

 

مکتب باروک در مباحث هنری دارای دو مفهوم تاریخی و نقد هنری است و به دو صورت اسم و صفت به کاربرده می‌شود.

این واژه تاریخ طولانی پیچیده و پر تناقضی داشته است. احتمالا از یک واژه پرتغالی به معنی "مروارید بی‌شکل" مشتق شده و تا اواخر قرن 19 اغلب به عنوان مترادفی برای "پوچ" و"غریب" به کار می‌رفته است.

اما در زبان انگلیسی حال با سه معنی اصلی مصطلح و رایج است. نخست، این واژه معرف سبک رایج هنر اروپا بین "منریسم" و "روکوکو" است.

دوم، از این واژه به صورت عنوانی کلی برای دوره‌ای که این سبک در آن به شکوفایی رسید استفاده می‌شود. یعنی در بیان کلی قرن 19 میلادی.

از همین رو اصطلاحاتی مانند "عصر باروک"، "سیاست باروک" ،"علم باروک" و مشابه این مصطلح شد.

البته این نوع کاربرد بیش از آن که راه گشا باشد، موجب آشفتگی ذهن می‌شود.

سومین اصطلاح باروک که غالبا در لاتین بدون حرف اول بزرگ نوشته می شود(baroque) به هنر هر دوره یا مکانی که واجد کیفیاتی مانند حرکات پرشور و سرزنده و بیان پرتکلف احساسات که کیفیات مشخصه هنر باروک در معنای نخست آن هستند، اطلاق می شود.

باروک برخلاف آن که گاه فاقد صلابت وقار است، اما سبکی است که بیش از همه گرایش به ایجاد تعادل و انسجام دارد. وحدت مورد نظر باروک فراتر از یک وحدت صوری و خود بسنده است.

در واقع بیشتر شبیه به یک نمایش است و بدون حضور مخاطب ناقص است. از این رو نقاش و مجسمه ساز باروک باید تصوری قابل قبول از واقعیت و حقیقت ارائه دهد.

در این سبک بر ماده رنگ و بافت چیزها تاکید می شود و فضایی خلق می شود که موضوع و مخاطب در یک لحظه خاص و گاه مهیجی از زمان پیوند می‌یابند

باروک به فرانسوی: Baroque روشی است در هنرهای معماری، نقاشی، موسیقی و مجسمه‌سازی که از اواخر سده ۱۶ میلادی در ایتالیا آغاز شد و تا اواخر سده ۱۸ میلادی در اروپا رواج داشت و سپس در آمریکای مرکزی و جنوبی مورد توجه قرار گرفت. آزادی در طراحی، شمار زیاد شکل‌ها و درآمیختگی آن‌ها از ویژگی‌های این سبک است. ریشهٔ این کلمه احتمالا واژه بارُکو پرتغالی به معنی مروارید صیقل‌نیافته بوده است گروهی نیز بر این عقیده‌اند که معنای این واژه، پوچ، زشت، مضحک و عوضی است این واژه در آغاز برای تمسخر این شیوه استفاده می‌شد. زیرا منتقدان معتقد بودند هرگز نباید بنایی ساخت که از اصول و عناصر بناهای یونیان و رومیان پیروی نکند؛ بناهای کلاسیک باید بر این اصول ساخته شوند و انحراف از آن‌را ?کژسلیقگی اسف‌انگیز? می‌دانستند اما پس از آن‌که این شیوه مورد توجه قرار گرفت، به معنای شکوه‌مند و پرتجمل استفاده شد.

عمده‌ترین تفاوت رنسانس و باروک در این نکته است که رنسانس انسان را به شکل موجودی ابدی و کامل می‌بیند که زمان بر او تاثیری ندارد. در حالی که منتقدان بیشتر از هرچیز بر عنصر حرکت و عدم ثبات در باروک تکیه کرده‌اند. آن‌ها معتقد بودند باروک ادبی هنر حرکت است؛ نه فقط توصیف زیبا و چرب‌دستانهٔ حرکت، بلکه درک حرکت به عنوان نخستین و اصلی‌ترین واقعیت هستی.

ادبیات باروک پر است از صنایع ادبی چون تشبیه، مجاز، کنایه و استعاره. از دیگر ویژگی‌های ادبیات باروک می‌توان به ابهام، تظاهر و تفاخر، تناسخ و تغییر چهره، مسخ شدن و جسمیت بخشیدن به همهٔ اشیاء، حتی مرگ (در هم آمیختن مرگ و زندگی) اشاره کرد. در نمایشنامه‌های باروک نیز تظاهر، ابهام و پیچیدگی کاملاً به چشم می‌خورد؛ هنرپیشه از خلال بازی در نقش دیگری، در واقع به سراغ خودش می‌رود. بازیگر یا قهرمان نمایش باروک، فقط قانون تناسخ را می‌شناسد. نمایشنامه‌ها و ادبیات این دوره سرشار است از جادوگران و الهه‌های مسخ شده. موجودات افسانه‌ای بیشترین نقش را در ادبیات این دوره دارا بوده‌اند

به وجود آمدن شیوه‌ٔ باروک در اروپا را می‌توان به سه دلیل عمده نسبت داد: اول، جنبش دين پيرايي، رهبران کلیسای كاتوليك را واداشت تا از جذابیت‌های هنری برای تبلیغ دين استفاده کنند و به این ترتیب، موقعیت متزلزل خود را بهبود بخشند. به همین دلیل از هنرمندان می‌خواستند کلیساها را مجلل و باشکوه بسازند. دوم، شاهان اروپا، درپی استقلال یافتن و ثبات قدرتشان، می‌خواستند با قصرهای باشکوه خود، قدرت خود را به همگان نشان دهند و سوم اینکه، هنرمندان نسبت به شیوهٔ هنری رنسانس و نظم و ثبات آن، معترض بودند و می‌خواستند در آفرینش هنری آزاد باشند. بررسی سبک باروک با در نظر گرفتن کشف‌های علمی سدهٔ هفدهم نیز ثمربخش است. دست‌آوردهای گاليله ونيوتن نمایان‌گر گرایشی نو به علم بود؛ گرایشی مبتنی بر یگانگی رياضيات و تجربه. این دو قوانین ریاضی حاکم بر اجسام متحرک را کشف کردند. این کشف‌ها راه‌گشای اختراع‌های نو و پیش‌رفت تدریجی پزشكي، استخراج معادن، دريانوردي و صنعت در دورهٔ باروک شد. شیوهٔ باروک آمیزه‌ٔ خردگرایی نفس‌پرستی، آمیزه‌ای از ماده‌گرایی و معنویت است.

یکشنبه 31 فروردین 1393 - 11:19:41 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
× برای این پست نظرات ارسالی پس از تایید مدیر وبلاگ به نمایش در خواهند آمد

آخرین مطالب


التفات کن


بزم مقرب


خواب نوشین


پنج اصل


لعنت ابدی و قصاید امشب و غزلها


آینه سایه پوشید در قهقه افتاد


طوفان


گل نرگس نفس نفس منصور


بادکردن پوست زمان


شعرمحرم بحران دستها از حامدرحمتی


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

54921 بازدید

108 بازدید امروز

40 بازدید دیروز

375 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت