gegli

پرندهء آتش

× تاريخچه پروازواينكه آدمي به چندصورت پروازميكند
×

آدرس وبلاگ من

ashiyaneh.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/ahamed

تعريف ترس؛عشق؛مقابله؛ترس دركودكان؛روشهاي مبارزه

ترس (ابهام‌زدایی) ترس یک واکنش احساسی به تهدید یا خطر است. ترس را از اضطراب، که معمولاً بی وجود تهدید خارجی رخ می‌دهد، باید جدا دانست. علاوه بر این ترس با رفتارهای خاصِّ فرار و اجتناب مربوط است، در حالی که اضطراب ناشی از تهدیدهایی‌است که مهارناپذیر و اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌شود. ترس معمولاً با درد ارتباط می‌دارد. مثلاً کسی از ارتفاع می‌ترسد، چه، اگر در افتد آسیب جدی خواهد دید یا حتی خواهد مرد. بسیاری از نظریه‌پردازان، چون جان برودس واتسن و پال اکمن، پیش نهاده‌اند که ترس یکی از چند احساس بنیادین و فطری‌ است (نظیر شادمانی و خشم). ترس از سازوکارهای بقاست و معمولاً در پاسخ به یک محرک منفی خاص روی می‌دهد. واما ترس مفيدهمان است كه مارا ازيك خطرواقعي برحذرميداردوبه آن ترس مفيدميگويند شرح بيماري ترس‌ مرضي‌ نوعي‌ اضطراب‌ به‌ صورت‌ ترس‌ مداوم‌ غيرمنطقي‌ يا بيش‌ از حد معمول‌ نسبت‌ به‌ يك‌ شيئي‌، موقعيت‌، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري ، شرايط‌ يا حتي‌ يك‌ عملكرد بدني‌ (كه‌ هيچ‌ يك‌ از اين‌ها اساساً خطرناك‌ نبوده‌ يا تناسب‌ منطقي‌ با اضطراب‌ ندارند). اكثر افراد دچار فويبا ترس‌ خود را نابجا نسبت‌ به‌ موقعيت‌ مي‌شناسند. فويبا به‌ انواع‌ زير تقسيم‌ مي‌شود: اجتماع‌ هراسي‌ (ترس‌ از قرارگرفتن‌ در موقعيت‌هاي‌ اجتماعي‌ نظير سخنراني‌ عمومي‌ يا استفاده‌ از حمام‌ عمومي‌) جمع‌ هراسي‌ (ترس‌ از حضور در شلوغي‌ يا ترس‌ از مكان‌هاي‌ عمومي‌) ترس‌ مرضي‌ ساده‌ (ترس‌ از يك‌ نوع‌ محرك‌ خاص‌ نظير حيوانات‌، حشرات‌، ارتفاع‌، سفرهوايي‌، مكان‌هاي‌ بسته‌ و غيره‌) علايم‌ شايع‌ علايم‌ اضطرابي‌ زير هنگام‌ مواجهه‌ يا فكر كردن‌ در مورد محرك‌ ايجادكننده‌ ترس‌ مرضي‌ رخ‌ مي‌دهند: تپش‌ قلب‌ تعريق‌ لرزش‌ گُرگرفتگي‌ تهوع‌ افكار منفي‌ و تصورات‌ مضطرب‌كننده‌ علل‌ علت‌ واقعي‌ اين‌ اختلال‌ ناشناخته‌ است‌. علت‌ احتمالي‌ آن‌ عبارتست‌ از يك‌ واكنش‌ يادگرفته‌ شده‌ (ساخته‌ شده‌ در ذهن‌) مثلاً ناشي‌ از تماس‌ با فرد ديگري‌ داراي‌ ترس‌ مشابه‌، يا داشتن‌ تجربه‌ يك‌ ترس‌ اوليه‌ كه‌ همراه‌ با يك‌ شيئي‌ يا موقعيت‌ خاص‌ بوده‌ است‌. ساير فرضيه‌هاي‌ موجود در اين‌ زمينه‌، ترس‌ مرضي‌ را داراي‌ يك‌ معني‌ سُمبليك‌ در نظر مي‌گيرند. عوامل تشديد كننده بيماري سابقه‌ خانوادگي‌ اضطراب‌ اضطراب‌ ناشي‌ از جدايي‌ در كودكي‌ وجود ساير اختلالات‌ رواني‌ دارابودن‌ شخصيبت‌ كمال‌گرا پيشگيري‌ اقدام‌ خاصي‌ براي‌ پيشگيري‌ از ترس‌ مرضي‌ وجود ندارد. روش‌هايي‌ براي‌ پيشگيري‌ يا كنترل‌ واكنش‌ها وجود دارد. عواقب‌ مورد انتظار ترس‌ ساده‌ ـ در برخي‌ موارد با بالارفتن‌ سن‌ خود به‌ خود متوقف‌ مي‌شود؛ برخي‌ موارد نيز چنانچه‌ از محرك‌ ترس‌ (مثلاً مار افعي‌) اجتناب‌ شود اختلال‌ قابل‌ توجهي‌ در زندگي‌ پديد نمي‌آيد؛ برخي‌ موارد با قرار گرفتن‌ فرد مبتلا در موقعيت‌هاي‌ ترس‌آور (نظير سفرهوايي‌) كاهش‌ مي‌يابند؛ ساير موارد نيز با درمان‌ قابل‌ علاج‌اند. اجتماعي‌ هراسي‌ ـ ممكن‌ است‌ با درمان‌ برطرف‌ شود؛ داروها در اين‌ مورد معمولاً سودمندند. جمع‌ هراسي‌ ـ افراد مبتلا بدون‌ درمان‌ روزبه‌روز بيشتر خانه‌نشين‌ مي‌شوند؛ اغلب‌ با اختلال‌ هراس‌ همراه‌ است‌. عوارض‌ احتمالي‌ در اثر اجتناب‌ از محرك‌هاي‌ ترس‌ مرضي‌ زندگي‌ روزمره‌ دچار محدوديت‌ مي‌شود. به‌ خصوص‌ جمع‌ هراسي‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري فرد را دچار محدوديت‌ كرده‌ و شديداً ناتوان‌كننده‌ است‌. درمان‌ اصول‌ كلي‌ - اقدامات‌ تشخيصي‌ شامل‌ مشاهده‌ علايم‌ توسط‌ خود بيمار است‌. - بررسي‌ سابقه‌ طبي‌ و اجتماعي‌ و معاينه‌ فيزيكي‌ توسط‌ يك‌ پزشك‌ ضروري‌ است‌. اگر شما احساس‌ كرديد كه‌ ترس‌ شما تداوم‌ دارد: -افكار خود را از منفي‌ بودن‌ (مثلاً سگ‌ گاز خواهد گرفت‌ به‌ سمت‌ افكار مثبت‌ و واقع‌گرايانه‌ (مثلاً سگ‌ با بند بسته‌ شده‌ است‌ منحرف‌ سازيد. - به‌ يك‌ اقدام‌ كنترل‌كننده‌ بپردازيد ـ مثلاً شمارش‌ معكوس‌ از 1000، كتاب‌ خواندن‌، بلند حرف‌ زدن‌، تنفس‌ عميق‌ و شمردن‌ آنها -افكار خود را به‌ سمت‌ افكار خوشايند منحرف‌ سازيد. از روش‌هاي‌ آسوده‌سازي‌ استفاده‌ كنيد. داروها داروها گاهي‌ در درمان‌ ترس‌ مرضي‌ مؤثرند. فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري محدوديتي‌ وجود ندارد. رژيم‌ غذايي‌ رژيم‌ خاصي‌ نياز نيست‌. از مصرف‌ كافئين‌ خودداري‌ كنيد. درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟ اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان داراي‌ علايم‌ ترس‌ مرضي‌ باشيد كه‌ با مراقبت‌هاي‌ خود كنترل‌ نشده‌ است‌. بازگشت‌ علايم‌ ترس‌ مرضي‌ پس‌ از درمان غلبه بر ترس تا حالا شده که بخواهید کاری را انجام بدهید یا چیزی را به دست آورید، ولی صدایی را از درون تان بشنوید که به شما بگوید: "این کار را انجام نده! تا حالا شده که بخواهید کاری را انجام بدهید یا چیزی را به دست آورید، ولی صدایی را از درون تان بشنوید که به شما بگوید: "این کار را انجام نده!". من به شخصه افراد زیادی را دیده ام که می خواهند کاری را انجام دهند یا چیزی را به دست آورند ولی ترس شان، آن ها را باز می دارد. زمانی که می فهمیم که توانایی ایجاد آن چه را در زندگی مان دوست داریم، نداریم، مثل این است که ترسی در آن نهفته است. ۱) ترس چیست؟ معنایی که در فرهنگ لغات برای ترس پیدا خواهید کرد، این معنا خواهد بود: "احساس ناخوشایندی که در رویارویی با خطر، همراه با درد، ایجاد می شود." احساس ترس در مغزمان، ایجاد میشود. حسی است که زمانی که برای اولین بار درگیر ترس شدیم مثلا" زمانی که با حیوان گرسنه یا وحشی در جنگل مواجه شدیم، در ما ایجاد شده است. اما بسیاری از افراد در چنین شرایطی قرار نگرفته اند، اما غریزه ی مان به طور غیر مقتضی، در برابر ترس عمل می کند. ۲) از ترس بگذرید چندین سال پیش، یکی از رویاهای من که سفر به دور دنیا بود، تحقق پیدا کرد. چندین سال، در ذهنم این سفر را دور از واقعیت می دانستم و فکر می کردم من توانایی چنین سفری را ندارم. در خلال زندگی ام، بی هدف بودن به طور گسترده ای افزایش یافت. و من هیچ فکری درباره ی این که واقعا" چه می خواهم، نداشتم. تا زمانی که خودمان را در شرایطی خاص قرار نداده و توانایی های مان را پرورش ندهیم، سست و شل و ول در برابر ترسی که باز دارنده است، باقی خواهیم ماند. شاید به نظر خیلی سطحی بیاید، ولی خودم می دانم که چه حس بدی داشتم! در مرحله ای به این نتیجه رسیدم که به این شیوه نمی توانم زندگی کنم و فکر کردم که اگر چنین آرزویی را جامه ی عمل نپوشانم، تا آخر عمرم خودم را سرزنش خواهم کرد و افسوس خواهم خورد. عاقبت از کارم مرخصی گرفته، آپارتمانم را اجاره دادم و رفتم. اولین تصمیم جدی را در زندگیم گرفتم. کشورهایی که قبلا" ندیده بودم را دیدم و کارهایی که فکر می کردم توانایی انجام دادن شان را ندارم را انجام دادم. واقعا" سخت نبود، من خودم را با شرایط تطبیق دادم. خود به خود متوجه شدم که همه چیز دوباره برای من تکرار نخواهد شد. وقتی از سفر برگشتم، دیدم که بزرگ ترین آرزوی زندگیم به حقیقت پیوست. و از خودم پرسیدم چه چیزی من را از دست یابی به آن باز می داشت؟ آیا چیزی به جز ترس بود. بعد از این سفر، مهارت های من ده برابر شده و عزت نفس و اعتماد به نفسم به سرعت بالا رفته است. اتفاقاتی افتاده که بسیار برای من سودمند بوده اند. ۳) پوشش های ترس ترس موذی است، چرا که پوشش های مختلفی دارد و تغییر قیافه می دهد. شما فکر می کنید ترس چه شکلی است؟ آیا ترس از عدم پذیرش است؟ ترس از تحقیر است؟ ترس از عصبانیت کسی است؟ ترس از عدم رضایت است؟ ترس از تنهایی است؟ اما بزرگ ترین ترس، خودمان هستیم! ترس به طور خاص، کنار آمدن با توانایی های مان، است. بسیاری از ترس های نابه جا از آن جا ناشی می شود که احساس می کنیم به اندازه ی کافی، خوب نیستیم. یکی از دلایل کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس این است که توان مان را پرورش نمی دهیم. تا زمانی که خودمان را در شرایطی خاص قرار نداده و توانایی های مان را پرورش ندهیم، سست و شل و ول در برابر ترسی که باز دارنده است، باقی خواهیم ماند. بسیاری از افراد خودشان را در شرایطی قرار می دهند تا خودشان را پیدا کنند و بر ترس شان، شوند. به طور معمول در شرایط غیر عادی قرار گرفته اند. نمی توانیم آن قدر صبر کنیم تا اتفاق بحرانی برای مان بیفتد تا بر ترس مان غلبه کنیم. خودمان باید شرایطی را ایجاد کنیم تا با افزایش مهارت ها و قدرت مان، توانایی مقابله با ترس را داشته باشیم. نمی توانیم آن قدر صبر کنیم تا اتفاق بحرانی برای مان بیفتد تا بر ترس مان غلبه کنیم. خودمان باید شرایطی را ایجاد کنیم تا با افزایش مهارت ها و قدرت مان، توانایی مقابله با ترس را داشته باشیم. ۴) توان مقابله با ترس را افزایش دهید چگونه می توانیم بر ترس مان چیره شویم. در این جا دو روش ارائه خواهد شد: الف ریسک پذیر باشید من نمی گویم که خودتان را در شرایط خطرناک بالقوه قرار دهید. فقط بی پروا باشید. فقط به یک کمی ریسک فکر کنید و شرایط آن را بررسی کنید. به تدریج با افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس، ریسک پذیری تان نیز افزایش می یابد. ب از خودتان سؤال کنید این روش مورد علاقه ی من است. به طرز شگفت انگیزی ساده و مؤثر است. زمانی که دارید به این موضوع فکر می کنید که:من نمی توانم آن کار را انجام دهم.، نمی توانم آن جا بروم. و سایر مواردی که واقعا" می خواهید انجام دهید ولی ترس مانع آن می شود، در مقابل از خودتان بپرسید: چگونه می توانم ...؟چگونه می توانستم ...؟. برای مثال: چگونه می توانستم قدرت و توانایی صحبت کردن در جمعی را پرورش دهم؟ استفاده از این کلمات که: من نمی توانم. ذهن را تنبل می کند. از سؤالاتی استفاده کنید که مغزتان را به فعالیت بازدارد. همان طور که گفتم این روش بسیار ساده ای است. البته شاید در حرف ساده بیاید و در عمل، زیاد ساده نباشد! فقط به این فکر کنید که عادات خوب را پرورش دهید. به عبارتی دارید مغرتان را جراحی می کنید، دارید مغرتان را پرورش می دهید تا بهتر عمل کند و خدمت رسانی بهتری برای شما داشته باشد تا این که تنبل بماند و باعث پیشرفت تان نشود. ۵) ترس هیچ گاه از بین نمی رود شما فکر می کنید که ترس را درون تان، محبوس کرده اید! ترس بدین معنا است که با آن بزرگ شده اید. و باید یاد بگیرید که چگونه از ترس استفاده کنید. خصوصا" بعد از این که ترس های تان را شناختید و روش هایی را برای مبارزه با آن ها، پیدا کردید. یک بار که ترسی را در خودتان از بین بردید، به روش دیگری هم آن را امتحان کنید. افراد بسیاری را می شناسم که در زندگی شان موفق هستند و هر آن چه که می خواستند را به دست آورده اند ولی هنوز عزت نفس کافی را ندارند چرا که مسیری را که طی کرده اند را فراموش کرده اند! اجازه ندهید که این اتفاق برای شما هم بیفتد. یاد بگیرید از پیشرفت های تان قدردانی کنید. هر زمان که بر ترسی چیره شدید تا آن چه را که می خواستید، به دست آورید، برگردید و از موفقیت ها و پیشرفت های تان، تشکر کنیدفرض كنید تازه به آسانسور وارد شده اید كه ناگهان قلبتان تند می زند و قفسه ی سینه تان درد می گیرد، خیس عرق سرد می شوید و حس می كنید كه گویی آسانسور در حال سقوط است . یا فرض كنید از خواربار فروشی در آمده و با ماشینتان حركت می كنید كه ناگهان متوجه می شوید اختیار چیزی را در كف ندارید، احساس برافروختگی می كنید، آنچه كه در پیرامونتان هست ، تار و نامشخص دیده می شود. نمی توانید بگویید در كجا هستید و حس می كنید كه در حال مرگ هستید. به آنچه كه پیش می آید،حمله هراس می گویند كه عبارت است از واكنش مهارنشدنی در برابر موقعیتهای معمولی و بی خطر. این گونه حمله ها اغلب نشانگرآنند كه فرد به نابسامانی هراس گرفتار شده است. اختلال هراس چیست؟ به كسی كه در عرض چهار هفته یا بیشتر دستخوش حمله های هراس شده باشد، گفته می شود كه دچار اختلال هراس گشته است. در ضمن ، این اختلال احتمالاً موقعی تشخیص داده می شود كه شخصی با كمتر از چهار رخداد هراس انگیز رو به رو گردد، ولی پیاپی در این بیم به سر برد كه مبادا حمله دیگری به سراغش آید. اختلال مزبور زمانی پدید می آید كه فردی در خلال حمله هراس، دست كم دارای این نشانه ها باشد: عرق ریزی، برافروختگی ، احساسات سركوب شده و پنهان ، ضربان شدید قلب، تنفس دشوار، لرزش تن، درد قفسه سینه ، غش ، بی حسی و كرختی ، تهوع ، احساس مرگ و مجنون شدن . لازم به ذكر است بروز حمله های هراس برای تمام گروه های سنی وجود دارد . ترس بیمار گون ( هراس زدگی ) چیست؟ هراس زدگی به ترس های نامعقول، غیر ارادی و بیجا ، با واكنش در قبال موقعیتها و رویدادهای عادی اطلاق می شود. افرادی كه این گونه بیمناك اند، وقتی كه در شرایط خاصی قرار می گیرند و یا به عوامل وحشت انگیز نزدیك می شوند، ترس سراپایشان را فرا می گیرد. " نابسامانی هراسی" بخشی از مقوله گسترده ی اختلالهای اضطرابی به شمار می رود. هراس هایی از این دست به سه نوع تقسیم می گردند: هراس ویژه ( ساده ) : وحشت نامعقول از اوضاع و احوال یا مواردی نظیر راه بندان یا وجود مار در جایی .جمع هراسی : ترس بی حد از این كه در نزد دیگران ابله ، نادان و ... به نظر آییم كه سبب می گردد آدمی در مراسم عمومی یا جاهای همگانی حاضر نشود. هراس از مكانهای سرباز ( فراخنا هراسی) : ترس شدید ناشی از گیر افتادن در محلی ، مخصوصاً در اماكن عمومی یا حمله هراس در محیط ناآشنا . مفهوم واقعی این واژه در زبان یونانی عبارت است از " ترس از بازار".ترس های مرضی معمولاً اختلالات شدید (دیر پا) و رنج آوری هستند كه مردم را از انجام تلاشهای روزانه و سرزدن به جاهای عادی باز می دارند. این قبیل ترس ها ممكن است به ناراحتی های شدیدی همچون افسرده دلی بینجامند. در واقع ، حداقل نیمی از مبتلایان به ترسهای مرضی و اختلالات هراس هم ، افسرده حال اند . اعتیاد به میگساری ، احساس شرمساری و سرافكندگی و اعتماد به نفس اندك نیز اغلب با این بیماری پدیدارمی گردند. به طوری كه برخی افراد نمی توانند بدون همراهی كسی ، قدم از خانه بیرون گذارند و یا به كاری دست بزنند. مفهوم " ترسیدن از ترس" چیست؟ بسیاری از افراد كه دچار ترس مرضی یا اختلال وحشت زدگی اند، " از ترس می ترسند" ، یعنی قبل از اینكه حمله بعدی برسد، نگران می شوند. بیمناكی از پیدایش حمله های مورد بحث، احتمالاً باعث كوتاهی عمر می شود. كسانی كه دستخوش حمله های وحشت زدگی می گردند، بیشتر اوقات از چیزهایی كه به نظرشان عوامل آشكاری حمله هستند ، دوری می كنند و سپس از انجام اموری كه قبلاً به آنها دست می زدند ، خودداری می ورزند یا دیگر به بازدید از مكانهایی كه سابقاً تماشا می كردند ، نمی پردازند. عامل بروز اختلال هراس چیست؟ واقعاً كسی نمی داند كه چه چیزی سبب پیدایش چنین اختلالی است، اما چند نظر تحت مطالعه است. گویی اختلال مذكور در خانواده ها رواج داشته و دارو درمانی برای جلوگیری از این حمله ها كاربرد دارد . برای مبارزه با این اختلال چه كنیم؟ شناخت درمانی به مردم كمك می كند كه رفتار و پندار مناسبی داشته باشند. بیماران یاد می گیرند كه هنگام رویارویی با موقعیتی ترسناك، دریابند كه چندان خوف و واهمه ای در كار نیست و به تدریج با هر چیزی كه برایشان وحشتناك باشد، خو می گیرند . اعضای خانواده و دوستانی كه یار و مدد كار و نوید بخش اند ، دراین فرایند كمك شایان توجهی می كنند. عادت های زندگی سالم :زندگی سالم به افراد در غلبه براختلال هراس ، كمك می كند . ورزش ، برنامه غذایی مناسب و متعادل ، و آموختن طریقه كاهش فشار روانی همگی اهمیت دارند.به یاد بسپارید كه خانواده ، دوستان و كسانی كه از بیماری شما باخبرند و یا خود دچار آن هستند ، باعث می شوند كه درمانتان با موفقیت بیشتری قرین باشد. بنابراین باید آنان را در جریان برنامه درمانی خویش قرار دهید و راهكارهایی را كه بدان وسیله می توانند به شما كمك كنند ، به آنها یاد آور شوید. چگونه از ترسها پیشگیری كنیم ؟ می توان به كودكان آموخت كه موقعیت های ترس آور احتمالی را پیش بینی كنند و خود را برای روبه رو شدن با آن موقعیت ها آماده نمایند. البته همه موقعیت های ترس آور را نمی توان پیش بینی كرد ، اما برخی از آنها، مانند رعد و برق یا رفتن به بیمارستان را می توان برای كودك به دقت توضیح داد تا هنگام مواجه شدن با آن وحشت زده نشودترس معقول ترسى است که در آن، احتمال وقوع یک خطر واقعى وجود داشته باشد. در این ترس، هیچ گونه سرزنشى متوجه شخص نیست؛ بلکه از این جهت که از یک امر خطرناک ترسیده و پرهیز نموده است مورد تأیید دیگران است. براى مثال اگر کسى از ترس مواجهه با یک حیوان درنده خطرناک، از رفتن به بیابان و یا جنگل خوددارى کند، هیچ کس او را بابت این ترس سرزنش نمى‏کند؛ بلکه اگر او به این ترس خود اعتنا نکند و خود را در موضع خطر قرار دهد، مورد سرزنش افراد عاقل قرار مى‏گیرد. در مقابل، ترس موهوم قرار دارد؛ یعنى، درواقع خطرى انسان را تهدید نمى‏کند؛ ولى توهمات او به گونه‏اى است که خود را مواجه با خطر مى‏بیند؛ مانند شخصى که از تاریکى مى‏ترسد و گمان مى‏کند خطرى او را تهدید مى‏کند! در حالى که مى‏داند در آن مکان تاریک، چیز خطرناکى وجود ندارد. این ترس موهوم جُبن نامیده مى‏شود و چیز خوبى نیست و انسان باید آن را از خود دور کند تا بتواند شجاعت لازم را در زندگى داشته باشدV} کاپلان سارووک، خلاصه روانپزشکى، ترجمه نصرت اللَّه پورافکارى.{V. ترس غیرمعقول یا هراس، ریشه در بدآموزى‏ها دارد و اغلب اکتسابى است. بشر به علت نادانسته‏ها (جهل‏ها) و نیز به دلیل نیافتن راه حل منطقى، از بسیارى عوامل ناشناخته زیستى، - چون مرگ و میر، ترس از حیوانات، ترس از آینده‏اى مبهم و... - همواره هراسان بوده است. البته شروع بسیارى از هراس‏ها تدریجى است و شناخت عوامل تسریع کننده آن مشکل است. برخى از محققان‏V} همان.{V ترس‏ها را به پنج نوع دسته‏بندى کرده‏اند: 1. ترس از تفرد، (مثل گریز از ازدحام یا تنها ماندن در خانه) ؛ 2. ترس از حیوانات ؛ 3. ترس از قطع عضو ؛ 4. ترس‏هاى اجتماعى (مثل ترس از زیر نظر بودن دیگران هنگام کار) ؛ 5. ترس از طبیعت (مثل بلندى کوه). طبیعى است که براى غلبه بر هر یک از انواع ترس، راه کارهاى مختلفى ارائه شده است. علاوه بر این، باید دید این ترس در چه مرحله‏اى از مراحل رشد انسان شکل گرفته است و متناسب با آن مرحله (کودکى، نوجوانى یا جوانى و...)، راه‏هاى غلبه را پیگیرى کرد. اما در مورد ترس شما توصیه مى‏شود؛ ابتدا ترس واقعى نهفته در پشت ترس فعلى‏تان را بشناسید و آن وقت ترس اصلى خود را به عنوان افسانه‏اى از بین ببرید و هر وقت که بدان فکر مى‏کنید، بگویید: این ترس پنهانى در واقع افسانه است نه واقعیت! در این صورت ترس شما - هر اندازه که شدید باشد - باز به صورت یک دروغ در نظرتان جلوه گر خواهد شد؛ زیرا واقعیتى ندارد. در گام دوم، باید بدانید؛ ترس موجب بى‏قرارى مى‏شود و شخص اگر موردى براى ترسیدن هم نداشته باشد، باز آن را براى خود مجسّم مى‏کند و ترس مى‏تراشد! باید سعى کنید در چنین مواقعى دراز بکشید و یکایک قسمت‏هاى بدنتان را به حال خود رها و عضلاتتان را شل کنید. فکرتان را به هیچ چیز متوجه نسازید و یا اگر متوجه کردید، خاطرات خوش زندگى را مرور کنید. روزى دو سه بار به همین قسم روح و جسمتان را استراحت دهید. از جملات خودآموزى استفاده کنید؛ براى مثال با خود بگویید: هر وقت دچار وحشت شوم، این امر نشانه آن است که من از بدى و زشتى متنفرم؛ و یقین داشته باشم به زودى آرامش را به دست خواهم آورد. کلمات مثبت را دائم تکرار کنید. با عمل به راه کارهاى زیر ترس موهوم را از خود دور سازید: 1. به عوامل ترس زاى موجود در ذهنتان پاسخ دهید ؛ مثلاً به خود بگویید: چرا از اینها مى‏ترسم و چرا بلاهاى طبیعى ترس دارد؟ بعد به خود بگویید: به این دلایل... بلاهاى طبیعى ترس ندارد ؛ یعنى، با دلیل قانع کننده، به مقابله ذهنى و شناختى ترس خود بروید. 2. مطالب علمى مربوط به حوادث طبیعى را، مطالعه کنید و ذهنتان را با این امور چندش آور آشنا سازید. 3. اگر در خیابان و کوچه با این حوادث و بلاهاى طبیعى و غیرطبیعى مواجه شدید، رفتار عادى خود را ادامه دهید ؛ حتى چشم‏هاى خود را باز نگه دارید. 4. هرگاه این گونه ترس‏ها و اضطراب‏ها بر شما غلبه کرده، یاد خداوند متعال را در ذهن و فکرتان زنده کنید و بیشتر به یاد آرامش بخش دل‏ها باشید عشق از هر در که وارد شود ,ترس از در دیگر می گریزدترس و عشق یکدیگر را دفع می کنند. برای خلاصی از شر ترس از هر پیش داوری و داوری نابجا پرهیز می کنید. برای غلبه بر ترس , ایمان بیاورید که افکاری آسمانی در سر دارید. ترس معلول فکر شخص است . تحت سلطه آن قرار نگیرید.; ترس را با ترس نمی توان مغلوب کرد باید رو در روی ترس بایستید. ذهنتان را از ترس پاک کنید و با روش بینی حملات ترس را خنثی کنید. ترسها و دلواپسیهای خود را با عشق و ایمان پراکنده کنیدترس در کودکان: علل، انواع و روشهای درمانی ترس واکنشی هیجانی است و هرگاه امنیت جسمی و عاطفی و شخصیتی انسان به خطر بیافتد، ظاهر می شود. این واکنش عاطفی کاملا" طبیعی است و از همان بدو تولد در کودک مشاهده می شود. اطفال معمولا" از بعضی پدیده ها می ترسند و علت ترس آنها برای پدر و مادر شناخته شده نیست. از این رو از خود می پرسند:"چرا کودکم این قدر می ترسد؟ من که هرگز او را نترسانده ام و دلیلی برای ترس و وحشتش وجود ندارد." ترس کودک در سنین مختلف ترس نوزادان نوزادان از صدای بلند و از دست دادن تعادل یا سطح اتکاء می ترسند و ترس خود را با جیغ و گریه و جمع کردن دست و پا نشان می دهند. به این ترسها، ترسهای اولیه می گویند که به مرور زمان برطرف می شود. ترس های معمول کودکان دراغلب کودکان، در سنین 6 تا 8 ماهگی، ترس از افراد بیگانه دیده می شود و ممکن است تا 18 ماهگی نیز ادامه یابد، ولی با بالا رفتن سن کودک، نوع ترس ها نیز تغییر می کند. ترس از تاریکی و تنهایی و ترس از حیوانات، بین 2 تا 5 سالگی در کودکان ظاهر می گردد. ترس از مدرسه به ویژه باآغاز دوره دبستان در برخی از دانش آموزان دیده می شود. ترس نوجوانان در دوران بلوغ بر اثر تغییرات جسمی و عاطفی، ترسهای موهومی نظیر ترس از اشباح و چیزهای غیر واقعی و اتفاقات غیر منتظره مثل وقوع سیل و زلزله و غیره در نوجوانان ظاهر می شود. علل ترس ترس کودکان به اعتبار علل مختلف آن به انواع زیر تقسیم می شود : 1- ترسهای عمدی؛ علت ترس ممکن است عمدی باشد؛ یعنی، کودک را از چیزی ترسانده باشیم؛ مثل ترساندن کودک از چیزهای خطرناک، نظیر آب جوش، برق، وسایل تیز و غیره. گاهی اوقات برخی از پدر و مادرها از ترساندن کودک که سبب پیدایش ترس از تاریکی و تنهایی می شود. این گونه برخوردها از نادرست ترین روش های تربیتی به شمار می آید. 2- ترسهای تصادفی، علت ترس ممکن است تصادفی باشد. یعنی بدون آن که شما بخواهید کودکتان تصادفا" در شرایط ترسناکی قرار بگیرد و بترسد، مثل تجربه تلخ حمله سگ که سبب پیدایش ترس از حیوانات می شود . 3- ترسهای اکتسابی، ترس ممکن است مادر به کودک سرایت کند و کودک ترس را از مادر خود کسب کند. مادری که به محض مواجه شدن با موقعیتی نامطلوب، جیغ می زندو می لرزد و به لکنت می افتد. ترس خود را به آسانی به کودکش منتقل می کند، مثل ترس از رعد و برق و حشرات. متأسفانه اثر این نوع ترس ممکن است تا مدتها در ذهن کودک باقی بماند. 4- ترسهای عاطفی: ترس ممکن است به علت هیجانات عاطفی و فشارهای روحی کودک باشد. تنشهای عصبی و عاطفی ابتدا به صورت اضطراب و سرانجام به صورت ترس دائمی در کودک ظاهر می شود. مانند : - اضطراب ناشی از دوری پدر و مادر: این حالت عاطفی به صورت ترس از تاریکی و تنهایی ظهور می کند. - احساس گناه: گاهی اوقات برخی از والدین، هنگامی که کودکشان قواعد اخلاقی یا اجتماعی گناه و تقصیر را بر می انگیزند. مثلا" وقتی کودک را حین بازی با آلت خود غافل گیر می سازند. او را تهدید می کنند که در صورت تکرار این کار گرفتار خشم خداوند خواهد شد و به جهنم می رود . وقتی کودک شیطنت می کند یا در خیابان بهانه خریدن چیزی را می گیرد، به او می گویند که خانه را ترک خواهند کرد یا در خیابان رهایش خواهند ساخت یا او را مسبب مرگ خودشان می دانند. این نوع رفتارها در کودک احساس گانه و ترس را به وجود می آورد. - کشمکش پدر و مادر: دعوای والدین و جدال دائمی آنها، کودک را دچار احساس عدم امنیت و ترس خواهد کرد. اثرات ترس بر کودک به طور کلی ترس دائم و ثابت به هر علت که باشد اثر بسیار نامطلوبی بر جسم و روان کودک به جا می گذارد و کودک را از رندگی طبیعی و شاد محروم می ساد و در نوع حادش سبب اختلال در جسم و روان کودک می شود. اطفال در مقابل ترسهال شدید، واکنشهای متفاوتی نظیر لکنت، شب ادراری، کم رویی، افسردگی از خود نشان می دهد. گاهی اوقات کودک بر اثر ترس پرخاشگر می شود. نامطلوب ترین اثر ترس این است که شخصیت کودک را نابود می کند. کودک ترسو اتکاء به نفس ندارد، در هیچ کاری داوطلب نمی شود و کاری را با رغبت انجام نمی دهد ،زیرا بیشترین میزان انرژی و نیروی کودک صرف مقابله با ترس می وشد و گاهی اوقات بی تفاوت و تنبل و ضعیف و بی اراده می گردد. دروغگویی نیز از جمله رفتارهای ناپسندی است که بر اثر ترس در کودک پدید می آید . ترس بیشترین صدمه را به اعصاب، مغز نیز نمی تواند بخوبی فرمان بدهد، به همین دلیل کودک گاهی بر اثر ترسهای شدید دچار لکنت زبان یا شب ادراری می شود. ترس مفید ترس همواره مضر ومخرب نیست، بلکه برخی از ترسها مفید و لازم نیست. این گونه ترسها را باید در کودکان برای اجتناب کردن آنها از خطر به وجود آورد، زیرا نباید کودکان را در مقابل خطرها بی دفاع گذاشت . همه ی کودکان در شرایط ترسناک دچار ترس نمی شوند. برخی از کودکان آمادگی بیشتری برای ترسیدن دارند و زودتر از کودکان دیگر دچار هراس می شوند. در برابر این کودکان محتاط هستند که از روبرو شدن با هیچ خطری تردبد به خود را ه کودکان بی باکی هستند که از روبرو شدن با هیچ خطری تردید به خود راه نمی دهند. بخصوص و در سنین نوجوانی که تظاهر به شجاعت، گاهی حوادث جبران ناپذیری را به بار می آورد. علت آن که برخی از کودکان دست به کارهای خطرناکی می زنند شجاعت نیست، بلکه این گونه کودکان از درک خطر عاجز هستند و نمی دانند چرا دست به چنین کارهایی می زنند. بنابر این لازم است به آنها احتیاط آموخته شود ، زیرا کودکان همیشه در سنی باقی نمی مانند که شما بتوانید از آنها حمایت کنید. کودکان همیشه در سنی باقی نمی مانند که شما بتوانید از آنها حمایت کنید، کودکان همیشه در سنی باقی نمی مانند که شما بتوانید از آنها حمایت کنید، بلکه دیر یا زود وارد جامعه بزرگتری می شوند و احتمال بروز حوادث خطرناک نیز همواره وجود دارد. به این ترتیب باید به کودک آموخت که چیزهایی نظیر برق، اتومبیل، اشیاء تیز و برنده و افراد ناباب و غیره خطرناک هستند و باید از آنها دوری کرد. ایجاد حس عدم اعتماد به افراد غریبه در کودک بخصوص در سنین نوجوانی اهمیت بسیار دارد، زیرا کودکان بخصوص در سنین نوجوانی خیلی زود به افراد غریبه اعتماد می یابند و براحتی ممکن است در اتومبیل آنها سوار شوند. تبرس مفید نه تنها کودک را از خطرات احتمالی محفوظ می دارد، بلکه برای سلامت جامعه نیز مفید است، چون در بیشتر افراد، ترس از قانون است که موجب می شود آنها به اعمال غیر قانونی دست نزنند و نه شعور اجتماعی . باید سعی کنید که با بیانی ساده و مستدل به کودک بفهمانید که لازم است از برخی چیزها دوری کند، مثلا" نباید در اتومبیل افراد غریبه سوار شود یا به دوستی بی دلیل آنها پاسخ مساعد بدهد. باید به او یادآور شوید که افراد غریبه و هیچ گاه کاری را بدون دلیل انجام نمی دهند، حتی ممکن است به وی شکلات و شیرینی تعارف کنند، ولی او هرگز نباید به آنها اعتماد کند، چون افراد غریبه چیزی به کسی نمی دهند، مگر آن که در عوض آن، چیزی از او بخواهند. به یاد داشته باشید که حرفها و دلایل شما باید برای کودک قابل فهم باشد همچنین هرگز درباره موضوعی ترسناک به گزافه گویی نپردازید. مثلا" سعی نکنید برای ترساندن کودک از اتومبیل، صحنه های دلخراش یک تصادف را برای او توصیف کنید یا ماجراهای هراسناکی را از بلاهایی که افراد غریبه بر سر کودکان می آورند تعریف نمایید، زیرا گزافه گویی ممکن است در کودک ایجاد ترس یا اضطراب دائمی کند که بسیار مضر است. اگر شما در مورد خطری غلو کنید یا به کودکتان دروغ بگویید، چنانچه خلاف آن به کودک ثابت شود، در او نسبت به شما حس بی اعتمادی پدید خواهد آمد، مثلا" مادری ممکن است برای پرهیز دادن کودک از خوردن شیرینی ، به او بگوید که این شیرینیها سمی هستند و اگر بخورد، بیمار می شود یا می میرد. در این صورت اگر کودک از آن شیرینها بخورد و هیچ اتفاقی برای او نیافتد، دیگر به حرف مادر اعتماد نخواهد داشت. بنابراین همان طور که نباید در پرورش حس شجاعت در کودک افراط کرد، در ترساندن او هم از خطرات باید بسیار محتاط بود. روشهای مقابله با ترس کودک برای مقابله با ترس کودک، دو شیوه وجود دارد : الف )شیوه پیشگیری، پیش از آن که کودک در موقعیت ترسناک قرار بگیرد، آمادگی های لازم را به او بدهید : - اگر احتمال می دهید کودکتان از صدای رعد و برق بترسد، در یک روز طوفانی، او را لباس بپوشانید و به حیاط با روی بالکن ببرید و به او بگویید که حالا در آسمان برقی را خواهد دید و صدای بلندی را خواهد شنید و به این صورت با او بازی کنید . - اگر حدس میزنید کودکتان از دندانپزشک بترسد، او را پیش از آن که با دندانپزشک روبرو شود آماده سازید، مهلا" با او دکتر بازی کنید و برخی از وسایل کار دندانپزشک را به او معرفی کنید. حتما" او را نزد دندانپزشک اطفال ببرید و سعی کنید درباره او با دندانپزشک صحبت کنید. هرگز نه خود و نه اطرافیانتان نزد کودک، ماجرای دندان درد و چرخ کردن دندان یا درد آمپولی را که به دندان می زنند توصیف نکنید . - اگر کودک باید برای مدتی در بیمارستان بستری شود، او را از قبل آماده سازید و درباره آنچه در آن جا خواهد دید با او صحبت کنید. توضیحات شما باید کاملا" ساده و بدون حاشیه باشد. بخصوص به هیچ وجه به او نگویید که در بیمارستان به او بسیار خوش خواهد گذشت، زیرا واقعیت ندارد . - اگر لازم است مدتی از خانه دور باشید؛ مثلا" در بیمارستان بستری شوید، حتما" از قبل به کودک بگویید. برخی از مادران در چنین مواقعی یک روز به بهانه خرید کردن از خانه خارج می شوند و دیگر بر نمی گردند. این نوع غیبت، حتی اگر چند روز بیشتر نباشد، صدمه عاطفی شدیدی به کودک، مخصوصا"در سنین 2 تا 6 سالگی وارد می سازد و کودک را دچار ترس و دلهره دائمی و بی دلیل می سازد که حتی پس از بازگشت مادر نیز برطرف نخواهد شد. - اگر خودتان از چیزی ترسیدید، سعی کنید تا جایی که برایتان امکان دارد. خود را کنترل کنید، چون دلهره و اضطراب شما به کودک منتقل خواهد شد . - هرگز نزد کودک از خطر احتمالی یا امکان وقوع حادثه ای صحبت نکنید، مثلا"حین مسافرت با اتومبیل، هیچ گاه نگویید : "مواظب سیگارت باش، بالاخره ماشین را به آتش می کشی" "جادّه چه قدر لغزنده است، کنترل ماشین امکان ندارد." "نگاه کن، احتمال ریزش کوه خیلی زیاد است" این گونه حرفها سبب می شود که کودک در طول مسافرت دائما" دچار دلهره و اضطراب باشد. این حساس پس از آن نیز در هر مسافرتی در او ظاهر خواهد شد. - هرگز ترساندن کودک را مبنای تربیت او قرار ندهید. زیرا این گونه روشهای تربیتی، نادرست شیوه ها به شمار می آید. به کارگیری ترس و وحشت کودک نه تنها شما را به هدف تربیتی خودنمی رساند، بلکه کار را خرابتر می کند و شما را از هدفتان دور می سازد و مشکلات دیگری را برایتان فراهم می آورد. تا جایی که امکان دارد از ایجاد موقعیتهای ناخوشانید برای برانگیختن ترس در کودکان خودداری کنید. اما گاهی اوقات، چنان که اشاره شد، ترسها بر اثر تصادف و تحت شرایط غیر قابل پیش بینی به وجود می آیند. در این گونه موارد تدبیر ها و شیوه هایی برای کاهش ترس وجود دارد که توضیح خواهیم داد. ب ) شیوه کاهش ترس : چگونه باید با کودک ترسو برخورد کرد ؟ چگونه می توان ترس از او را از بین برد یا حداقل کاهش داد ؟ برای یافتن پاسخ این سئوالات باید به نکات زیر توجه کرد : - هرگز کودک به به خاطر ترسش ، مسخره نکنید . - او را مورد تهدید و سرزنش قرار ندهید . - از گفتن جملاتی نظیر:"خجالت آور است، تو دیگر بزرگ شده ای " یا " ببین، مگر من می ترسم؟ "جدا" بپرهیزید . - با او درباره افراد شجاع صحبت کنید و برایش قصه هایی تعریف کنید که قهرمان آنها کودکانی شجاع هستند. - نزد او از افراد ترسو انتقاد کنید و رفتار آنها را زشت بشمارید. - تا جایی که می توانید او را به مهر و علاقه خودتان نسبت به او مطمئن سازید. - او را از نظر بدنی و مزاجی تقویت کنید، زیرا عدم قدرت بدنی، توانایی و مقاومت فرد را کاهش می دهد. - هرگاه عملی شجاعانه، هر چهقدر هم کوچک، از او سر زد، وی را تشویق کنید. - هرگز از او توقع انجام کاری را که بیش از حد تواناییش است نداشته باشید . - برای غلبه برترس ؛ چاره ای جز روبه رو شدن با آن نیست. بنابراین کودک را با چیزی که از آن می ترسد، روبه رو کنید و کوشش نکنید او را از آن دور نگاه دارید، مثلا" اگر از تاریکی می ترسد، سعی نکنید با روشن گذاشتن چراغ اتاقش مشکل را حل کنید. - برای از بین بردن ترس کودک هرگز او را ناگهان با چیزی که از آن می ترسد روبرو نکنید ، مثلا" اگر کودک از آب می ترسد، هیچ گاه او را ناگهان در حوض یا استخر یا دریا رها نسازید، بلکه همیشه او را کم کم با موقعیت ترسناک آشنا سازید، به طور مثال ابتدا با او به کنار حوض استخر یا دریا بروید و غذا بخورید و بازی کنید، بعد وارد قسمت کم عمق آب شوید و پاهایتان را بشویید و با او آب بازی کنید. سپس همراه او شنها یا سنگاهای ریز و براق دریا را بیرون بیاورید و همین طور ادامه دهید. زمانی متوجه خواهید شد که او بدون وحشت در آب شنا می کند. - همیشه او را زمانی که شرایط مطلوبی دارد و سالمت و سرحال است با چیزی که از آن می ترسد روبرو کنید . - در مقابل کودک ترسو، صبور باشید و عجله ای برای از بین بردن ترسش نداشته باشید. - از بین بردن یا کاهش ترس کودک به زمان احتیاج دارد. این را را باید قدم به قدم طی کرد، یعنی، تماس کودک را با چیزی که از آن می ترسد، بتدریج بیشتر کرد. توجه داشته باشید که تا کودک به مرحله ای عادت نکرده است، وارد مرحله بعدی نشوید. هرچه ترس کودک شدیدتر باشد، زمان بیشتری را باید برای کاهش و از بین بردن ترس صرف کنید. - علت ترس را بیابید. گاهی اوقات شناخت علت می تواند کمک بزرگی در تخفیف ترس بکند، ولی همیشه کافی نیست. - رفتار عاقلانه و خونسردانه پدر و مادر در برخورد با شرایط خطرناک نمونه ای از رفتار صحیح در موقعیتهای خطرناک را به کودک نیشان می دهد. بنابر این سعی کنید برای کودک خود الگوی مناسب باشید. روش غلبه بر برخی از ترسهای متداول کودکان ترس از تاریکی و تنهایی یکی از ترسهای متدوال در میان کودکان ترس از تاریکی و تنهایی است که معمولا" اکتسابی است، زیرا کودکان تا یک سال اول تولد براحتی تنها در اتاق تاریک می خوابند، ولی ناگهان متوجه می شوید که او دیگر حاضر نیست در اتاقش و در تاریکی بخوابد. در این صورت، قبل از هر چیز علت آن را جستجو کنید : - آیا علت آن حسادت به نوزادی که بتازگی متولد شده است، نیست؟ - آیا تختخوابش صدا نمی دهد یا وقتی چراغ خاموش می شود، سایه ای روی دیوار اتاقش نمی افتد؟ - آیا بر اثر تغییری که در برنامه شما به وجود آمده، او مدتی از شما دور نمانده است یا در طول روز ساعات بیشتری را از شما دور نمی ماند؟ و دلایل دیگری که می توانید آنها را با کمی تأمل در زندگی خود بیایید. مراقب باشید برای غلبه بر ترس از تاریکی، مرتکب دو اشتباه نشوید: کودک را مجبور نکنید به تنهایی در اتاق تاریک بماند، زیرا ترس کودک را شدت می بخشد. دیگر آنکه چراغ اتاقش را تا صبح روشن نگذارید تااو هرگز در تاریکی بودن را تجربه نکند. عاقلانه ترین راه این است که او را کم کم با تاریکی آشنا کنید و میزان تاریکی را بتدریج افزایش دهید، مثلا" با او در یک اتاق نیمه تاریک بازی کنید و غذا بخورید. چراغ قوه ای در دسترسش قراردهید. چراغ کم نوری را دور از او در اتاقش بگذارید، رفته رفته چراغ را دور و دورترین کنید و سرانجام آن را از اتاقش خارج نمایید. ترس از مدرسه گاهی اوقات کودک قبل از رفتن به مدرسه شدیدا" احساس ترس می کند و حاضر نیست به مدرسه برود. این ترس در اوایل دوره دبستان در کودکان، به ویژه کودکانی که قبلا" هرگز به کودکستان نرفته اند، به وجود می آید. علت آن ممکن است از خانه باشد، یعنی دوری از شما باعث وحشت او می شود، شاید از دربان مدرسه یا یکی ازمعلمان یا همکلاسی مردم آزارش می ترسد، شاید هم از فرد غیرعادی که در راه مدرسه می بیند وحشت دارد. همچنین ممکن است ناتوانی در انجام تکالیف مدرسه سبب ترس او شده باشد. توجه داشته باشید که شما خود باید عامل ترس را شناسایی کنید، زیرا کودکان خردسال اغلب نمی توانند آنچه را که باعث ترسشان می شود، خوب توضیح بدهند. هنگام ظهور ترس از مدرسه، گاهی علائمی نظیر دل درد و تهوع با گریه و زاری کودک همراه می شود، حتی امکان دارد که کودک تب کند. گاهی اوقات کودکات در سنین 11 تا 12 سالگی دچار نوعی حالت انزجار و تنفر از مدرسه می شوند که علت آن را باید در خود کودک جستجو کرد. شاید علت آن این باشد که درسها مشکل تر می شود و کودک خو را قادر به انجام تکالیف نمی داند. کودکی که خود را بالاتر از آنچه هست تصور می کند اغلب دچار این احساس می شود، زیرا ناگهان قدرت و توانایی خود را در خطر می بیند و متوجه می شود، که آن طور که از خود توقع داشته نیست یا انتظار والدین از وضعیت درسی او به همان اندازه دوره ابتدایی است. اما او دیگر قادر نیست نمرات بیست دوره ابتدایی را کسب کند. به همین علت او نسبت به مدرسه حالت دلزدگی و افسردگی پیدا می کند که باعث امتناع او از رفتن به مدرسه می شود . گاهی اوقات تعویض کلاس و مدرسه و معلم یا فوی یکی از اقوام نزدیک ممکن است سبب گریز کودک از مدرسه شود. همچنین وحشت کودک محیطهای بزرگ یا ترسو و خجالتی بودن او و عدم اعتماد به نفس وی نیز ممکن است سبب ترسش از مدرسه بشود. برای رفع این مشکل، ابدا باید علت را شناسایی کنید. سپس اقدام به برطرف ساختن آن نمایید. گاه اوقات کودک برای مدت کوتاهی دچار این وضع می شود، سپس به حالت عادی باز می گردد. باید با کودک خیلی جدی باشید ولی خشونت نکنید، به هیچ وجه با ماندنش در خانه موافقت ننمایید زارا به این کار عادت می کند. از سرزنش و تنبیه او بپرهیزید. معلمش را در جریان مشکل قراردهید. او را تا مدرسه همراهی کنید. شاید تعویض مدرسه مفید باشد او را مطمئن سازید که در خانه متظرش خواهید ماند. سعی کنید هنگامی که به خانه باز می گردد، درصورت امکان برای آوردن او به خانه به دنبالش بروید. در صورت که وضع خیلی حادو ترس کودک بسیار شدید باشد نباید به او برای رفتن به مدسه فشار بیاورید، ولی به محض رفع مشکل یا کاهش ترس او را به مدرسه بازگردانید و توجه داشته باشید که این کار هرچه زودتر انجام شود بهتر است. ترس از حیوانات از جمله ترسهای معمول دوران کودکی، ترس از حیوانات است که اغلب اکتسابی است، یعنی ممکن است از دیدن چهره وحشتزده مادر در هنگام برخورد با یک حیوان به وجود آید. گاهی نیز بر اثر تجربه ناخوشایند کودک با یک حیوان ایجاد می شود. برای کاهش دادن این ترس نیز باید کودک را بتدریج با حیوانی که از آن می ترسد، آشنا کرد .یعنی اگر آن حیوان کرک یا مو دارد، ابتدا عروسکی کرک دار در اختیار طفل قراردهید، بعد تصویر آن حیوان را برای کودک نقاشی کنید یا عکس آن را به او نشان دهید و درباره آن با او صحبت کنید. سپس خود حیوان را از دور به او نشان دهید و و بتدریج فاصله او را با حیوان کم کنید. به خاطر داشته باشید که همه این مراحل را باید با صبر و حوصله و در مدت زمان مناسبی طی کنید. در صورتی که ترس کودک آن قدر شدید بود که با به کارگیری این روشها موفق به از بین بردن یا کاهش آن نشدید، حتما" به روانشاس کودک یا متخصص تعلیم و تربیت مراجعه کنید و مشکلتان را با او در میان بگذارید نگاه اجمالی مبارزه با استرس (فشار روانی) یعنی هر نوع تلاش سالم یا ناسالم هوشیار یا ناهوشیار برای جلوگیری ، از بین بردن یا ضعیف کردن استرس آورها ، یا تحمل کردن اثرات آنها بطوریکه حداقل آسیب رسانی را داشته باشد. معمولا دو شیوه کنار آمدن با استرس وجود دارد: به صورت مستقیم و به صورت غیر مستقیم (دفاعی). روش‌های مستقیم مبارزه با استرس مستلزم توجه شخص به واقعه استرسزا و به کارگیری امکانات رفتار و شناختی برای تغییر دادن واقعه است، بطوری که موقعیت از استرس‌زا بودن به موقعیت بدون استرس تغییر کند. روش‌های دفاعی مبارزه با استرس مستلزم اجتناب از واقعه استرس زا یا جلوگیری از پاسخ‌های هیجانی ، شناختی و فیزیولوژیکی است. روش‌های مستقیم مبارزه با استرس مسئله گشایی برنامه ریزی شده در این روش برای کاستن یا از بین بردن یک عامل استرس آور محاسباتی (برنامه ریزیهایی) ذهنی انجام می‌شود و بعد برای اینکه آن برنامه به ثمر برسد، تلاش لازم بکار برده می‌شود. این روش به دو دلیل مؤثر است اولا نتایج آن به بهترشدن رابطه بین شخص و موقعیت منجر می‌شود. این بدین معنی است که این روش باعث تغییر مثبت موقعیت استرس آور و شخص یا هردو می‌شود. ثانیا این روش باعث می‌شود که شخص احساس بهتری داشته باشد، حالت هیجانی بهتری را بوجود آورد، هیجان منفی کمتر و هیجان مثبت بیشتری را تولید می‌کند. این بدان دلیل است که توجه فرد را از اثرات و پیامدهای زیان بخش عامل استرس آور دور می‌سازد و آن را متوجه امکانات امیدوارکننده‌تر و روشن‌تر می‌کند. روش مواجه‌ای روش مواجه‌ای مستلزم نزدیک شدن مستقیم به منبع استرس و تلاش برای تغییردادن فوری آن است. مثلا در یک رابطه کاری ، ممکن است مدیری به کارمندش بگوید که کار او جالب نیست و باید سخت تر کار کند یا استعفا دهد. این نوع برخورد با عامل استرس‌زا اغلب بجای آنکه تغییر سازنده‌ای را موجب شود به پیامدهای نامطلوب می‌انجامد و حالتهای هیجانی منفی به بار می‌آورد. برخی تحقیقات نشان داده‌اند که ابراز خشم ، خصومت و پرخاشگری که اغلب با کنار آمدن مواجه‌ای همراه است باعث می‌شود که شخص احساس بدترشدن کند و نه بهترشدن. با این حال اگر حالت‌های هیجانی آزار دهنده را همانند دیگر روشها کاهش دهد روش موثری خواهد بود. حمایت اجتماعی حمایت اجتماعی اصطلاحی است که بر شبکه دوستان فرد و کمک رسان‌های بالقوه دلالت دارد. نمونه‌ای از عناصر شبکه اجتماعی شامل همسر ، خویشاوندان ، والدین ، بهترین دوستان ، همسایگان خوب ،همکاران شغلی و دوستان گروه مذهبی است. حمایت اجتماعی فرآیندی است که افراد توسط آن امکانات عاطفی و عملی خود را برای کمک رسانی به فرد دیگر هنگام رنج بردن ازیک بحران ، به میان می‌آورند و او را یاری می‌دهند. مردم به دلایل گوناگون جویای حمایت دیگران هستند، دوستی ، کمک به گرفتاری‌های روزانه ، کمک مالی و دسترسی به منابع مورد نیاز در سطح هیجانی حمایت اجتماعی فرصت‌هایی را برای مهرورزی ، پشت گرمی ، تشویق ، اطمینان آفرینی ، دوستی ، حس هویت و  فراهم می‌آورد. حمایت اجتماعی به دو طریق اثرات زیان بخش استرس‌ها را کاهش می‌دهد. در روش اول حمایت اجتماعی فرد را در برابر عوامل استرس‌زا قبل از اینکه رخ دهد، کمک می‌کند. در روش دوم شبکه حمایت اجتماعی به عنوان سپری در مقابل استرس عمل می‌کند. روشهای غیرمستقیم مبارزه با استرس (روش‌های دفاعی) مکانیسم‌های دفاعی مکانیسم‌های دفاعی برای اولین بار توسط فروید تعریف و توصیف شدند. آنها راههایی برای مقابله با استرس ، اضطراب ، ناکامی و تعارض هستند ولی عامل استرس‌زا را مورد توجه قرار نمی‌دهند (بر عکس روشهای مستقیم) بلکه واقعیت عامل استرس‌زا را تعریف نموده و آن را به صورت واقعه‌ای بی‌ضرر که تهدید کننده نیست، ارزیابی می‌کنند. مثلا از طریق مکانیسم انکار رئیس یک شرکت از اقرار به اینکه شرکت در حال ورشکستگی است، خودداری می‌کند و بدین ترتیب استرس را از خود دور می‌کند. انواع مکانیسم‌های دفاعی وجود دارند نظیر: سرکوبی ، انکار ، واپس روی ، فرافکنی ، همانندسازی ، خیال پردازی ، تصعید ، عقلانی کردن و  که در سه سطح دفاعهای پخته و کامل ، دفاعهای اضطراب آور و دفاع‌های آشفته عمل می‌کنند. استفاده از آرام بخش‌ها داروهای آرام بخش نظیر: باربیتورات‌ها (Barbiturates) ، بنزودیازپین‌ها (Benzodiazepines) و  همگی اثر پاراسمپاتیک (Parasympathetic) داشته و موجب آرامش و خواب می‌شوند. داروهای آرام بخش بدین خاطر موثرند که اختلالات فیزیولوژیکی استرس را بی اثر می‌کنند. در واقع داروهای آرام بخش می‌توانند بصورت مصنوعی یک بهبود فیزیولوژیکی را راه اندازی نمایند. از طرف دیگر این داروها بی‌نتیجه هستند، زیرا به تلاش شخص برای مبارزه با پیامدهای شناختی و هیجانی استرس کمک نمی‌کنند. به عبارت دیگر این داروها موجب آرامش جسمی می‌شوند و برای تغییردادن منبع یا علت استرس کاری انجام نمی‌دهند. آرامیدگی روش‌های کنترل استرس نظیر آرامیدگی (Relaxation) ، مراقبه (Meditation) با کاهش دادن تنش جسمانی مثل داروهای آرام بخش عمل می‌کنند. امتیاز این روش‌ها این است که مشکلات داروهای آرام بخش را ندارند. بدین معنی که آنها موجب اعتیاد جسمانی و وابستگی روانی نمی‌شوند. این روش‌ها به فرد آموزش می‌دهند که آرام باشد، عمیقا تنفس کند و تنش عضلانی را آرام کند. انتقاد اساسی به این روش آن است که مردم قادر نیستند به راحتی پاسخ‌های فیزیولوژیکی خود را به هنگامی که در یک موقعیت استرس آور هستند کنترل کنند. به عبارت دیگر در حالی که فردی به پیامدهای از دست دادن کار یا گذراندن یک امتحان فکر می‌کند، حفظ کنترل شخصی بر فشار خون دشوار است. انتقاد دیگر (که به تمام روش‌های دفاعی وارداست) این است که این روش‌ها به جای درمان علت استرس نشانه‌های آن را درمان می‌کنند. ورزش افرادی که ورزش می‌کنند یا شرایط جسمی خود را در حالت طبیعی و خوب نگه می‌دارند، نسبت به افرادی که چنین وضعیتی ندارند، کمتر به اضطراب و افسردگی دچار می‌شوند. ورزش آثار منفی استرس را به روشهای مختلف کاهش می‌دهد، در درجه اول در موقع ورزش هورمون‌های واردشده به جریان خون به هنگام استرس ، مصرف می‌شوند و خطر آنها را کاهش می‌دهد. در درجه دوم تنش متراکم شده در ماهیچه‌ها را آزاد می‌کند و درنهایت نیرو ، نرمی و قدرت بدنی را افزایش می‌دهد و مقاومت دستگاهی ، قلبی - عروقی را زیادتر می‌کند. ورزش‌هایی که در هوای آزاد انجام می‌گیرد، موثرتر از ورزش‌های داخل سالن است. از بین ورزش‌های مفید می‌توان پیاده روی و دوچرخه سواری و شنا را نام برداصولا هرنوع ترسي آغازخارج شدن انسان ازحدنرمهاي خوداست درترس مضرومنفي افسردگي وخمودگي وايستايي فردوجامعه راشاهدخواهيم بودتلقين پذيري وخروج انسان از جاده وريل با ضربه ترس گاه غيرقابل جبران است ترس حسادت دروغ مثلث دورمستمرجوامعي است كه درجهنم زندگي ميكنندوهرگزتا ازبين بردن عامل آن

به زندگي طبيعي وسالم دست نخواهنديافت..

پنجشنبه 9 خرداد 1392 - 8:35:38 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


التفات کن


بزم مقرب


خواب نوشین


پنج اصل


لعنت ابدی و قصاید امشب و غزلها


آینه سایه پوشید در قهقه افتاد


طوفان


گل نرگس نفس نفس منصور


بادکردن پوست زمان


شعرمحرم بحران دستها از حامدرحمتی


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

60431 بازدید

293 بازدید امروز

55 بازدید دیروز

614 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت